والد البهائي العاملي

2

نور الحقيقة ونور الحديقة

در آمد در چكاد انديشمندان فرازمند در زير رواق تاريخ به نظاره مشعل پر فروغ فرزانگان وصاحبان تعقل وتفكر مى نشينيم كه همواره روشنى بخش تاريخ ، فرهنگ وتمدن بوده واز دير زمان به اهالى أقاليم قبله هويت بخشيده وپراكندگى ها را به سامان آورده اند . احياى معرفت رباني ، طلوع خورشيدى است درخشان در آسمان معرفت ايمانيان وچشمه هاى جوشان در كوير خشك دل هاى زنگار گرفته زمينيان . مشرق الشمسين هدايتي است كه با احكام احكام دين بر بلنداى " درايت " ومعرفت براي رهنوردانى كه در وادى انديشه گام مى نهند ، رموز اسم أعظم را به ديد مى آورد وستاره هاى است در شب تا كه انسان ها را به مسير حق يأبى رهنمون مى باشد . در اين ميان ، آموزه هاى شيخ بهائى ، حبل المتينى است كه غرق شدگان وادى ضلالت را إكسير سعادت مى بخشد . " هويت " كلمه تعقل وحكمت ايمانيان است كه به يمن حضور وحيانيان ، فراديد آدميان را روشن نموده وآسمان وش ، بر زبر تمام انديشه هاى برخاسته از تاريخ وفرهنگ مادي زمينى به شكوه مى ايستد ورهروان را به نظاره فرا مى خواند . چنين است كه معرفى وپاسداشت مفاخر فرهنگى ، احياى هويت اسلامى وملى است . در يادكرد گذشتگان نيك نهاد وعالمان راسخ كه به نور امامان خود عليهم السلام هدايت پذيرفتند ، اين نكته گفته بايد كه اينان به سيره موالى خود اقتدا كردند ، بار خود را در پيشگاه آنان به زمين افكندند وجز از جام آنان ننوشيدند . در حقيقت ، يادكرد ايشان ، يادآورى وموعظه اى است براي پسينيان وانس وآرامشى براي پيشينيان وكمكى به نسل ها براي صعود به مدارج كمال ورويكرد به كارهاى پسنديده . احياى ياد آن عالمان پاك ، خود سبب يادكرد امامان وپيشوايان آنها عليهم السلام است ومايه اتمام نور آن عالمان كه از ولايت موالى خود كسب فيض كرده اند . ياد عالمان گذشته وسيله اى است براي عمل به آنچه درباره تشويق به همزيستى ومعاشرت با عالمان راستين وترغيب بر سخن گفتن با آنها رسيده است . كسى كه چشم خود را به زوايايى از سيره بزرگان گذشته بدوزد ؛ علم ، عبادت ، فضل وزهد آنها را مى بيند ، چنان كه گويى خود با آنها معاشرت داشته وبا ايشان انس ورزيده است . چنين اشخاصى از سخنان ، حركات ، سيره وآداب آنها بهره برده ، اين نيكى ها را