السيد الطباطبائي

94

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

و گاه از نقل حديث منع مى نمودند ، از اين جهت بسيارى از احاديث دستخوش تغيير و تحريف و فراموشى و نقل گرديد . و از سوى ديگر ، صحابه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه افتخار درك حضور و استماع حديث پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را داشتند و مورد احترام خلفاى وقت و عموم مسلمانان بودند ، به ترويج حديث پرداختند و كار به جايى رسيد كه حديث به قرآن حكومت مى كرد و حتى گاهى حكم آيه با حديث فسخ مى شد 135 و بسيار اتفاق مى افتاد كه نقله يك حديث براى استماع يك حديث ، فرسنگها راه پيموده رنج سفر بر خود هموار مى نمودند . گروهى از بيگانگان كه به لباس اسلام درآمده بودند و جمعى از دشمنان خانگى اسلام به وضع و تغيير حديث پرداختند و حديث را از اعتبار و وثوق انداختند 136 . به همين سبب دانشمندان اسلامى به فكر چاره افتاده و علم ( رجال و درايه ) را وضع كردند تا حديث درست را از نادرست تميز دهند . ولى ( شيعه ) گذشته از اينكه در تنقيح سند حديث مى كوشد مطابقت متن حديث را با قرآن در اعتبار آن لازم مىداند . از طريق

--> ( 135 ) مسئله فسخ قرآن به حديث ، يكى از مسائل علم اصول است و جمعى از علماى عامه به آن قائلند و از قضيه فدك نيز معلوم مىشود كه خليفه اول نيز به آن قائل بوده است . ( 136 ) و گواه اين مطلب تأليفات زيادى است كه علما در اخبار موضوعه كرده اند و همچنين در كتب رجال جماعتى از روات را كذاب و وضاع معرفى نموده اند .