السيد الطباطبائي

31

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

را تنها به آن حضرت روا مى ديدند و به سوى او دعوت مى كردند 25 . دو مسئله جانشينى و مرجعيت علمى ( شيعه ) طبق آنچه از تعاليم اسلامى به دست آورده بود معتقد بود كه آنچه براى جامعه در درجه اول اهميّت است ، روشن شدن تعاليم اسلام و فرهنگ دينى است 26 و در درجه تالى آن ، جريان كامل آنها در ميان جامعه مى باشد . و به عبارت ديگر اولًا : افراد جامعه به جهان و انسان با چشم واقع بينى نگاه كرده ، وظايف انسانى خود را ( به طورى كه صلاح واقعى است ) بدانند و بجا آورند اگر چه مخالف دلخواهشان باشد . ثانيا : يك حكومت دينى نظم واقعى اسلامى را در جامعه حفظ و اجرا نمايد و به طورى كه مردم كسى را جز خدا نپرستند و از آزادى كامل و عدالت فردى و اجتماعى برخوردار شوند ، و اين دو مقصود به دست كسى بايد انجام يابد كه عصمت و مصونيت خدايى داشته

--> مى گذارم كه اگر به آنها متمسك شويد هرگز گمراه نخواهيد شد . قرآن و اهل بيتم تا روز قيامت از هم جدا نخواهند شد ) ، اين حديث با بيشتر از صد طريق از 35 نفر از صحابه پيغمبر اكرم ( ص ) نقل شده است ، رجوع شود به طبقات حديث ثقلين . غاية المرام ، ص 211 . پيغمبر فرمود : ( من شهر علم و على درب آن مى باشد پس هر كه طالب علم است از درش وارد شود ) ، ( البداية والنهايه ، ج 7 ، ص 359 ) ( 25 ) تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 105 - 150 مكررا ذكر شده است . ( 26 ) كتاب خدا و بيانات پيغمبر اكرم ( ص ) و ائمه اهل بيت با ترغيب و تحريص به تحصيل علم تا جايى كه پيغمبر اكرم مى فرمايد : ( طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضةٌ عَلى كُلّ مُسْلِمٍ ) طلب دانش به هر مسلمانى واجب است ( بحار ، ج 1 ، ص 172 )