السيد الطباطبائي

109

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

بالا متوجه ساخته و حجت خدايى پاك را در دل انسان جايگزين مىكند و همه چيز را فراموش مى دارد و گرداگرد همه آرزوهاى دور و دراز وى خط بطلان مى كشد و انسان رابه پرستش و ستايش خداى ناديده كه از هر ديدنى و شنيدنى روشنتر و آشكارتر است ، وامى دارد و در حقيقت هم اين كشش باطنى است كه مذاهب خداپرستى را در جهان انسانى به وجود آورده است . عارف ، كسى است كه خدا را از راه مهر و محبت پرستش مىكند نه به اميد ثواب 150 و نه از ترس عقاب و از اينجا روشن است كه عرفان را نبايد در برابر مذاهب ديگر ، مذهبى شمرد بلكه عرفان راهى است از راههاى پرستش ( پرستش از راه محبت نه از راه بيم يا اميد ) و راهى است براى درك حقايق اديان در برابر راه ظواهر دينى و راه تفكر عقلى . هر يك از مذاهب خداپرستى حتى وثنيت ، پيروانى دارد كه از اين راه سلوك مى كنند . وثنيت و كليميت و مسيحيت و مجوسيت و اسلام عارف دارند و غير عارف . ظهور عرفان در اسلام در ميان صحابه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ( كه نزديك به دوازده هزار نفر از ايشان در كتب رجال ضبط و شناخته شده اند ) تنها على عليه السّلام

--> ( 150 ) امام ششم مى فرمايد : ( عبادت سه نوع است ؛ گروهى خدا را از ترس مى پرستند و آن پرستش بردگان مى باشد و گروهى خدا را براى پاداش نيك مى پرستند و آن پرستش مزدوران مى باشد و گروهى خدا را به مهر و محبت مى پرستند و آن پرستش آزادمردان است و آن نيكوترين پرستشهاست ) ، ( بحار ، ج 15 ، ص 208 )