السيد الطباطبائي

61

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

اراده نشده ؛ مثلًا در سه جا از قصهء يوسف عليه السلام تعبير خواب « تأويل » ناميده شده و بديهى است كه تعبير خواب معناى خلاف ظاهر خواب نيست بلكه حقيقتى است خارجى عينى كه در خواب به صورت مخصوصى ديده مىشود ؛ چنان كه « 1 » يوسف عليه السلام به خاك افتادن پدر و مادر و برادران را در صورت سجده خورشيد و ماه و ستارگان ديده بود و چنان كه ملك مصر قحطى هفت ساله مصر را در شكل هفت گاو لاغر كه هفت گاو چاق و فربه را مىخورند و هفت سنبل سبز و هفت سنبل خشك ديده بود و چنان كه مصاحبان زندان يوسف عليه السلام ساقىگرى ملك و صلب را در هيئت فشردن خوشه انگور و سرگرفتن طبق نان و خوردن مرغان از آن نان ديده بودند . و همچنين در قصه « 2 » موسى و خضر از سوره كهف پس از آن كه خضر كشتى را سوراخ مىكند و پس از آن پسرى را مىكشد و پس از آن ديوار كجى را راست مىكند

--> ( 1 ) . خواب حضرت يوسف عليه السلام در آيهء سوم سورهء يوسف ذكر شده ( وقتى كه يوسف به پدر خود گفت : اى پدر من‌در خواب يازده ستاره و خورشيد و ماه را ديدم در حالى كه براى من سجده مىكردند ) و تأويل خواب در آيه صدم سوره از زبان يوسف عليه السلام نقل شده است ( يوسف پدر و مادر خود را - پس از آن كه بعد از سال‌ها مفارقت در مصر به ديدارش رسيدند - بالاى تخت برد و پدر و مادر و برادران برابر او به خاك افتادند و گفت : اى پدر اين است تأويل خواب من ) . و خواب ملك مصر در آيهء چهل و سوم سوره ذكر شده است ( ملك گفت من در خواب مىبينم هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را مىخورند و هفت سنبل سبز و سنبل‌هاى ديگر خشك ) و تأويل آن در آيهء 47 - 49 از زبان يوسف عليه السلام نقل شده ( يوسف گفت : هفت سال با كوشش تمام مىكاريد و هرچه درويديد در سنبلش نگهداريد مگر كمى از خوراكىتان را ، پس از آن هفت سال سخت مىآيد كه ذخيره پيشين شما را مىخورند مگر كمى از آنچه نگه مىداريد پس از آن سالى مىآيد كه در آن باران براى مردم مىآيد ) . و خواب مصاحبان زندان يوسف هم در آيه سى و ششم سوره ذكر شده ( با يوسف دو جوان - يا دو غلام شاه - داخل زندان شدند يكى - به يوسف - گفت : من درخواب ديدم كه انگور مىفشرم و ديگرى گفت : من درخواب ديدم كه به سر خود نانى گذاشته‌ام كه پرندگان از آن مىخوردند ) . و تأويل خوابشان از زبان يوسف عليه السلام در آيه چهل و يكم سوره ذكر شده ( اى دو رفيق زندان يكى از شما ساقى ملك مىشود و ديگرى صلب شود و پرندگان از سرش مىخورند ) ( 2 ) . آيه 71 - 82 سوره كهف