السيد الطباطبائي
59
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
متشابهات را بالخصوص كسى جز خداى نمىداند . و از اين روى جمعى از قدما گفتهاند كه آيات متشابهه قرآن همان حروف مقطعه اوايل سور مىباشد ، زيرا در قرآن مجيد آيهاى كه معناى محصل آن براى همه مردم مجهول باشد جز حروف مقطعهء نامبرده وجود ندارد . ولى ما در فصلهاى گذشته بطلان اين تشخيص را روشن ساختيم . و به هرحال نظر به اين كه قرآن مجيد علم به تأويل برخى از آيات را غير از خدا سلب مىكند و در قرآن مجيد آيهاى كه تأويل يعنى محصل معناى آن براى همه مجهول باشد نداريم و حروف مقطعه اوايل سور را نيز متشابه نمىشود شناخت ، اين قول پيش متأخرين باطل شناخته شده متروك شد . 2 . قول متأخرين كه « تأويل » معناى خلاف ظاهرى است كه از كلام قصد شود و بنابر اين همه آيات قرآنى تأويل ندارند و تنها آيات متشابهه است كه داراى تأويل و معناى خلاف ظاهر دارند كه جز خدا كسى را بر آنها احاطه نيست مانند آياتى كه تجسم و آمدن و نشستن و رضا و سخط و تأسف و ساير لوازم ماديت را به خدا نسبت مىدهند و آياتى كه نسبت معصيت به فرستادگان خدا و پيغمبران معصوم مىدهند . اين مذهب به اندازهاى عملًا داير شده كه فعلًا لفظ « تأويل » در معناى خلاف ظاهر يك حقيقت ثانيه گشته است و تأويل آيات قرآنى در مخاصمههاى كلامى يعنى صرف كلام از ظاهرش ، و حمل آن بر خلاف ظاهر به واسطه دليل به نام تأويل روشى دائر گرديده با اين كه خود اين روش خالى از تناقض نيست . « 1 » اين قول نيز با اين كه شهرت به سزايى دارد درست نيست و به آيات قرآنى منطبق نمىشود زيرا :
--> ( 1 ) . زيرا بيان معناى تأويل با اعتراف به اين كه جز خدا كسى معناى تأويلى را نداند مناقض است ولى اينان به عنوان احتمال ذكر مىكنند