السيد الطباطبائي
31
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
اساس برنامه خود را خداشناسى قرار داد و اعتقاد به يگانگى خدا را اولين اساس دين شناخت و پس از شناسانيدن خدا معادشناسى ( اعتقاد بروز رستاخيز كه در آن پاداش و كيفر كردار نيك و بد انسان داده خواهد شد ) را از آن نتيجه گرفت و اصل ديگر قرار داد و پس از آن پيغامبرشناسى را از معادشناسى نتيجه گرفت ، زيرا پاداش اعمال نيك و بد بدون ابلاغ قبلى طاعت و معصيت و نيك و بد از راه وحى و نبوت چنان كه بيان خواهيم كرد صورت نمىبندد . و آن را نيز اصل ديگر قرار داد سه اصل نامبرده : اعتقاد به يگانگى خدا و اعتقاد به نبوت و اعتقاد به معاد را اصول دينِ دين اسلام شمرد . پس از آن در مرتبه تالى اصول اخلاق پسنديده و صفات حسنهء مناسب اصول سهگانه را كه يك انسان واقعبين با ايمان بايد واجد آنها و متصف به آنها باشد بيان نمود و پس از آن قوانين عملى كه در حقيقت حافظ سعادت حقيقى و زاينده و پرورش دهنده اخلاق پسنديده و بالاتر از آن عامل رشد و ترقى اعتقادات حقه و اصول اوليه مىباشند تأسيس و بيان داشت . زيرا هرگز قابل قبول نيست كسى كه در مسائل جنسى يا در دزدى و خيانت و اختلاس مال و برداشتن كلاه مردم هيچ گونه بند و بارى ندارد صفت عفتنفس داشته باشد يا كسى كه شيفته جمعآورى مال است و مطالبات مردم و حقوق واجبه مالى را نمىدهد با صفت سخاوت متصف شود يا كسى كه به عبادت خدا نمىپردازد و هفته و ماهى به ياد خدا نمىافتد واجد ايمان به خدا و روز رستاخيز و داراى سمت بندگى باشد . پس اخلاق پسنديده هميشه با يك رشته اعمال و افعال مناسب زنده مىماند چنان كه اخلاق پسنديده نسبت به اعتقادات اصليه همين حال را دارند ؛ مثلًا كسى كه جز كبر و غرور و خودبينى و خودپسندى سرش نمىشود اعتقاد به خدا و خضوع در برابر مقام ربوبى را نبايد از وى توقع داشت و كسى كه يك عمر معنى انصاف و مروت و