سيد ابراهيم سيد علوى

45

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )

كيان خود مىتواند با آن دول كافر روابط حسنه برقرار سازد ؟ در سوره آل عمران آيهء 28 مىفرمايد : لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً . . . ترجمه : هرگز نبايد مؤمنان ، كافران را به جاى مؤمنان دوست و سرپرست بگيرند و هر كس چنين كند كار او ارتباطى به خدا ندارد مگر آنكه از آنها پروا داشته و تقيه نمائيد . نكته قابل دقت اين است كه پس از آنكه آيه از دوستى مؤمنين با كافران نهى مىفرمايد و بعد از آنكه چنين كارى را فقط در صورت تقيه روا مىداند آيا راستى منظور آنست كه در صورت تقيه ، مىتوان با كفار روابط حسنه و جدى برقرار كرد ؟ يا اين كه اين استثناء باصطلاح ، استثناء منقطع است و به هيچ وجه روابط جدى و مودّت آميز فيما بين مؤمن و كافر روا نيست . علما و دانشمندان ، براى روشن شدن اين مسئله ، نظراتى ابراز داشته‌اند : از آن جائى كه در مفهوم كلمه اتخاذ ، يك نوع گزينش با عزم و تصميم و علاقه و محبت ، گنجانده شده پس هر گاه اين كلمه با كلمه « لا » همراه شود نفى روابط حقيقى و مودّت آميز مىكند و اگر يك سلسله روابط صورى و ظاهرى مطرح باشد ، اتخاذ دوست ، بر آن اطلاق نمىشود . پس فرد مؤمن حتى در موارد تقيه نيز نمىتواند از ته دل و با صميميت ، با كافرى طرح رفاقت بريزد جز روابط صورى و ظاهرى آن هم فقط براى حفظ جان از خطر جدى . برخى ديگر گفته‌اند : آيه مباركه در شأن عده‌اى از انصار نازل شده كه با قومى از يهود رفت و آمد داشتند و با اين معاشرت و آميزش ، دين و اعتقادشان در معرض خطر قرار مىگرفت و يهود دل آنان را به سوى خود معطوف مىداشتند لذا خداوند مؤمنين را از چنين اختلاط و آميزش و معاشرت نهى كرد و از ايجاد روابط عميق و درونى ، با يهود بر حذر داشت . همين معنا را مىتوان در بسيارى ديگر از آيات قرآن ملاحظه كرد از جمله آيات : 117 سورهء آل عمران و 22 المجادله و 68 الأنعام و 51 المائدة . پس در مسئله معاشرت با كفار و پيرامون رابطه با مشركين چند نكته قابل بحث و نظر است : طرح دوستى و روابط مودّت آميز و عميق بطور كلى .