سيد ابراهيم سيد علوى

37

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )

سه قرن سر و سامانى پيدا كنند . شخصيت نقيب شخصيت نقيب به خصوص « نقيب النقباء » را مىتوان از همين جا و با توجه به وجود فرزندان پيامبر و علويان در صحنه پهناور آن روز دنياى اسلام حدس زد ، در زمان سيد رضى ، اين كار بزرگ يكى از مناصب او به شمار مىآمد و آن دانشمند شجاع و با شخصيت ، به بهترين صورت از عهده آن بر آمد . شريف رضى در سال 380 در سن 21 سالگى در دوره « الطائع باللَّه » عهده‌دار نقابت و سرپرستى علويان شد و هم رهبرى و امارت حاجيان و نيز نظارت در رفع و دفع مظالم اجتماعى را بدست گرفت . كوتاه سخن آنكه شريف رضى در ماه رمضان 380 هجرى به منصب نقابت رسيد در حالى كه نقباى ديگر از عشيره او بودند و سابقه نقابت هم داشتند مانند پدر بزرگوارش ابو احمد و برادرش شريف مرتضى كه از او بزرگتر هم بود و از همه عجيب‌تر آنكه شريف رضى در اين موقع بيست و يك بهار بيشتر از عمرش نمىگذشت ، . شريف رضى در موقع رسيدن به منصب نقابت بمنزله « هلال » بود كه در طريق تكامل قرار گرفت تا آنجا كه « بدر » تمام گشت زيرا چنان پيشرفت كه نقابت طالبيان تمام بلاد اسلامى بوى داده شد و اين در 16 محرم سال 403 هجرى بود كه بنام « نقيب النقباء » خوانده شد . منصب نقابت سنگر مبارزه همانطور كه قبلا بيان شد عشق تشكيل حكومت اسلامى و رسيدگى و سرپرستى مردم و مظلومان باعث شده بود كه علامه شريف رضى قدم در صحنه سياست و اجتماع بگذارد ، او اين مقامها را پلى جهت رسيدن به ايده‌آل خود قرار داده بود ، همانطور كه صريحا به بعضى از مقامات حكومتى مىگويد : و ان رجائى ان تكون لهمتى طريقا * تؤديني الى كل مطلبى و ارمى الى امر اظنك بابه * الا ان بعض الظن غير مكذبى لذا هيبت مقام ، هيچگاه او را نگرفت بلكه در مواقع مناسب با خلفاء بصراحت در مىافتاد ، به شعر معروف او توجه كنيد كه به « القادر باللَّه » عباسى مىگويد : ما مقامى على الهوان و عندى * مقول صارم و انف حمىّ و اباء محلق بى عن الضيم * كما راغ طائر وحشىّ البس الذل فى ديار الاعادى * و بمصر الخليفة العلوىّ