سيد ابراهيم سيد علوى

35

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )

روزگار سختى و پريشانى يار و غمخوار مردمند و دل در هواى آنان دارند . زمينه مردمى حكومت آل پيامبر و پذيرش و اعتقاد به سرورى آنان كه سرتاسر جامعه را فرا گرفته بود ، نيرويى عظيم و اصيل بود كه در خدمت آنان قرار مىگرفت و ستمگران و غاصبان حكومت اسلامى را در برابرشان ضعيف مىساخت . رسالت شريف رضى علامه سيد رضى نابغه علم و ادب و مجهز به شمشير بيان و قدرت ايمان مواجه با زمامدارانى است كه از كسوت ايمان و علم برهنه‌اند و مطابق معمول شاهان ، جاه طلب و خود پرست راحت طلبى و بى تفاوتى ، او را در كنج كتابخانه و گوشه مسجد محبوس و محصور نساخت و در را به روى خود نبست تا به امور شخصى و خدمات جزئى مقطعى سرگرم باشد ، او نمىتوانست جامعه را به حال خود واگذارد و نسبت به اصلىترين مسايل اسلامى و نيازهاى اجتماعى يعنى حكومت و حاكمان بىتوجه بماند و به بحث و تحقيق بسنده كند ، او نمىتوانست از استعداد و نبوغ علمى و ادبى خود در راه تثبيت ضد ارزشها بهره نگيرد . وظيفه اسلامى ايجاب مىكرد كه او هم به داد مردم برسد و از نظر علم و فقه آنان را در يابد و نيز بفكر محرومان و ستمديدگان و دفع ظلم و ظالم باشد و بقول امير المؤمنين عليه السّلام : « اخذ اللَّه على العلماء ان لا يقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم » ، و هم جزو حكومت غاصب نباشد ، لذا با اين كه در آن روزگار مناصب زيادى وجود داشت كه شريف رضى از همگان در تصاحب آن لا يقتر بود مانند وزير رسمى ، وزير مختار ، استاندارى و غيره ، ولى سيد رضى مناصبى را عهده‌دار شد كه ويژگى خاصى داشت كه به توضيح بعضى از آنها مىپردازيم : 1 - نقابت نقابت يعنى سرپرستى تمام مرد و زنى كه نسبشان به حضرت ابو طالب پدر امير المؤمنين عليه السّلام مىرسيد و لذا اين منصب را « نقابت طالبيان » مىخواندند ، و بقول علامه امينى در جلد 7 الغدير : « نقابت منصبى است كه بخاطر حفظ و نگه داشت شرافت خاندانها تأسيس شده تا از برخورد و درگيرى با افراد فرومايه در امان ماند » . در واقع نقابت منصبى بود مردمى كه خواه ناخواه به شخصيت ممتاز و محبوب و عالم و با تقوى تعلق مىگرفت و مردم بطور طبيعى بدور او گرد مىآمدند و سرپرستى او را پذيرا بودند ، و خلفاء و سلاطين هم براى كسب وجهه بدان حكم مىدادند .