سيد ابراهيم سيد علوى
15
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )
معلوم مىشود كه امام زمان شيعه را به بلوغ رسانده و به كنار رفته يعنى تخم اين معارف آن چنان كاشته شده كه حضور امام زمان به آن شكل رسمى كه با سؤال و جواب مشخص به مسائل برسد ديگر ضرورت ندارد . گر چه آدم چيزهاى غير رسمى مىبيند مرحوم شيخ مفيد در همان تاريخ شبيه مكاتبه داشته آدم مىبيند كه كلماتى از امام زمان در بارهء او صادر مىشود و حتى روى قبرش مورخين مىنويسند كه امام زمان برايش شعر مىنويسد . رابطهء بيشترى از زمان ما بوده ولى در عين حال از سال 29 كه در همين دوره است ما مىبينيم كه رابطهء رسمى امام زمان قطع مىشود و غيبت كبرى شروع مىشود و اوج علوم اسلامى است . آن موقع آدم نگاه كه مىكند مىبيند شخصيتهاى بزرگ تاريخ اسلامى مال همين صد سالاند . ابن سيناها ، بيرونىها و فارابىها كسانى كه كارهاى بزرگ كردهاند . شيخ مفيدها ، شيخ طوسىها ، حوزهء نجف همين موقع در همان مركز خلافت عباسىها پايهگذارى مىشود . همين عضد الدوله وقتى كه به بغداد مىرود قبر على بن ابي طالب را تعمير مىكند ( بعد از دوران هارون يك بقعهء محقّرى بود ) با آن وسعت ايشان مىسازند و حصار كربلا را ايشان مىسازد . در سال 352 كه سال مورد بحث ماست يعنى دو سه سال پيش از تولد علم الهدى سيد مرتضى و چند سال پيش از تولد سيد رضى است ، معز الدّوله در بغداد دستور مىدهد كه خانمها و مردم روز عاشورا براى اولين بار براى امام حسين عزادارى كنند . و خانمها را با لباس سياه وارد ميدان مىكند و آن روز در بغداد آن قدر براى امام حسين گريه كردند كه تا آن تاريخ در هيچ شهرى چنين اتفاقى نيفتاده بود . اينها نشان مىدهد كه شيعه آن روز در اوج بوده حالا چرا اين شيعهاى كه بخشى از آفريقا تا اقيانوس اطلس تا بحر احمر را داشته بغداد و قسمت غرب بغداد را تا كرمان داشته حتى كسانى مثل سلطان محمود غزنوى هم كه اول حنفى بود و بعد با يك صحنه سازى شافعى مىشود بعضى از مورخان نظرشان اين است كه معارف شيعه آنان را جذب كرده بود و چون مذهب شافعى در آن موقع