صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 131
الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية ( مقدمه فارسى وحواشي سبزوارى )
از تلاميذ آقا ميرزا هاشم و آقا ميرزا حسن و آقا مير شيرازى فقط آقا ميرزا احمد آشتيانى و آقا ميرزا محمود آشتيانى و حاج ميرزا ابو الحسن قزوينى و آقا ميرزا محمد على شاهآبادى و آقا سيد كاظم عصار طهرانى اكنون در قيد حياتند . اغلب تلاميذ آقا ميرزا هاشم در عرفانيات نيز ماهر بودهاند به نحوى كه اگر موانعى پيش نمىآمد تصوف و عرفان اسلامى اعتبار گذشته را بدست ميآورد ولى افسوس كه حقايق و معارف هميشه دستخوش حوادث قرار ميگيرد و استيلاى صاحبان قدرت ظاهرى منشأ از بين رفتن حقايق و معارف و آشنايان به آنان مىگردد .
--> - بجز حق خويش را در جستجو نيست * بعالم جستهام من غير أو نيست تو گر بر ديدهء مجنون نشينى * بجز ديدار ليلى را نهبينى من و مجنون دو هم سير پريشيم * دو عاشقپيشهء فرخنده كيشيم هدف معشوق و ما تير شهابيم * به پيكان طلب پر عقابيم اكثر شاگردان آقا محمد رضا قده طبع شعر داشتند . از جمله همين حكيم صفا كه خود در شعر سبك مخصوصى دارد ، برادر أو آقا ميرزا على محمد نيز شاعر بود . آقا ميرزا محمود قمى نيز طبع شعر داشته است . مرحوم آقا ميرزا محمود در حكمت و عرفان أستاذ مسلم بود ولى تنگدستى و فقر چنان أو را مبتلا ساخته بود كه حوصلهء تدريس و تدقيق و غور در علميات را به كلى از أو سلب نموده بوده است . مرحوم آقا ميرزا على محمد برادر ميرزا صفا از مردم فريدن و چهارمحال اصفهان است . شايد قريب يكسال در نجف اقامت نمود و در آنجا حكمت تدريس مينمود و مورد تعدى واقع شد . اين اواخر در مدرسهء سياسى تدريس مينمود ، طبع شعر هم داشت . ديوانى از أو باقي است ولى در اين فن بمرتبهء برادر خود ميرزا صفا نميرسيد . آقاى حسين نواب شرح حال مختصرى از أو در مجلهء يغما نوشته است . اين ترجمه معرف كامل اين حكيم نيست . بايد يكنفر متخصص در فلسفه و عرفان كه درس أو را درك كرده باشد مقامات علمى و معنوي أو را آنطورى كه بوده است بيان نمايد . نميدانم چه انگيزهاى در نهاد بعضي از مردم اين مرزوبوم موجود است كه ميخواهند براي هرمرد بزرگى يك انحراف روحى كه به خيال خودشان جزء مقامات بشمار ميرود پيدا كنند مثل اينكه ايشان در شرح حال مرحوم حكيم نوشتهاند : نه نماز ميخواند و نه مردم را اذيت ميكرد نه روزه ميگرفت و نه . . . . مثل اينكه نماز نخواندن و دروغ نگفتن از محسنات است .