صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 113

الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية ( مقدمه فارسى وحواشي سبزوارى )

عزيز ما وضع خوبى نداشت . مردم بلكه زمامداران آن در بىخبرى از اوضاع دنيا بسر ميبردند و بديهي است كه بيگانگان در آن زمان به اين قبيل از سروصداها كه موجب تفرقه در عقايد و أفكار مردم مىشود و نفاق و آشفتگى اوضاع بوجود ميآورد اهميت ميدادند و به اين قبيل از فتنه‌ها كه آتش خان‌ومان‌سوز آن‌چه بسا مملكتى را دچار اضطراب نموده و حتى موجب سقوط كشورى گردد ، دامن ميزدند و اين قبيل از مسالك را توسط ايادى خود تأييد و تقويت مىنمودند . بعد از شيخ احمد حوزهء تدريس أو را سيد كاظم رشتى كه بر خلاف شيخ احمد در علميت بسيار ضعيف بود اداره نمود ، ثمرهء پر نتيجهء حوزهء سيد كاظم سيد على محمد و يا ميرزا على محمد باب پسر ميرزا رضاى بزاز بود كه بتحريك اجانب منشأ آن همه فتنه و فساد شد . . . « 1 » همهء اين أمور نتيجهء بىنظمى و بىترتيبى است كه در حوزه‌هاى روحانيت رسوخ كرد و منجر بهرج‌ومرج گرديد . اگر نظم و ترتيب صحيحى در كار بود أمثال احسائى جرأت نميكردند مؤسّس طريقه‌يى شوند و در مقابل علماى بزرگى نظير صاحب جواهر و شيخ كبير كاشف - الغطاء قد علم كنند و مردم را اغواء نمايند * *

--> ( 1 ) - اغلب مردم از طرفدارى جدى استعمارگران از مسالكى كه در اقليت واقع شده‌اند غفلت دارند . عناصر معلوم الحال و مشكوك الحال وطن ساليان دراز رابط و أحيانا وسيله اغراض شوم بيگانگان و بوجود آوردن اختلافات بين مسلمانان قرار گرفته‌اند . در اين عصر بااينكه جميع وسائل بيدارى مسلمين موجود است مع ذلك جماعت زيادى از عوام الناس و غيرآشنا بمعارف اسلامى بنام شيخ و قطب و مرشد باضلال و يا استثمار مردم ساده‌لوح اشتغال دارند . هيچ طريقه‌يى مانند تصوف وسيلهء اعمال مفاسد واقع نشده است .