الفيض الكاشاني

مقدمه 80

مجموعة رسائل ( فارسى )

درِ هشتم در بهشت و دوزخ و شفاعت و حوض بهشت و دوزخ هر دو حالا موجود است و هيچ كس از دنيا بيرون نمىرود مگر آنكه جاى خود را در يكى از اين دو مىبيند ، و بهشت جاى بقا و هستى ابدى است [ و ] نه مرگ در آنست و نه بيمارى ، نه آفت و نه عيب ، نه غم و نه همّ ، نه حاجت و نه افلاس « 1 » و نه رنج و نه تَعَب و نه مَلال ، « لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ » « 2 » . بلكه محلّ غنا و سعادت است و دارالمقام كرامت و خوشى و كامرانى ، فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ « 3 » * . هرچه دلت آرزو كند فى الفور حاضر گردد بىمزاحمت شريكى و هر كه را از صحبتش محفوظ باشى در ساعت نزد تو باشد بىآنكه از ديگرى باز ماند يا ديگرى از او ، بلكه در يك حال يك كس با چندين كس صحبت تواند داشت و

--> ( 1 ) - افلاس - بكسر همزه - : نادار شدن ، تنگدستى و بينوائى . ( 2 ) - فاطر : 35 . : « در آنجا نه رنجى به ما رسد و نه درماندگى » . ( 3 ) - « و نه هراسى بر ايشان است و نه محزون مىشوند » . سورهء بقره : آيهء 62 .