الفيض الكاشاني

مقدمه 61

مجموعة رسائل ( فارسى )

ظاهر و غالب شدى اين حكمت و مصلحت فوت شدى چرا كه تا اوّل مرتبه اشقيا كشته نشوند امر مَعْدِلت و دادگسترى متمشّى نگردد و ايشان كه كشته شوند نيكانى كه درصُلب ايشانند موجود نتوانند شد پس هرچند تأخير دراين امر بيشتر مىشود اين نوع مصلحت‌ها بيشتر به فعل مىآيد تا وقتى كه ارادهء حقّ تعالى تعلّق گرفته باشد به اظهار حقّ « لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا » « 1 » * . و اين امرى نيست كه در اين امّت پيدا شده باشد و تازه باشد تا از آن تعجّب كنند و غريب شمرند « وَما هِيَ بِأَوَّلِ قارُورَةٍ كَسُرَتْ في الْإِسْلامِ » « 2 » بلكه از روزى كه قابيلِ ملعون هابيل را كشت به واسطهء حسد كه چرا آدم او را وصىّ خود گردانيد و حقّ تعالى هبة اللَّه را « 3 » به آدم عليه السلام به عوض هابيل كرامت فرمود ، تقيّه و خوف و اخفاى حقّ در بنى آدم پيدا شد و هميشه اوليا و اوصيا پنهان و مخفى بوده‌اند و از روى ترس وتقيّه هدايت مىنموده‌اند « تا جهان بوده اينچنين بوده » « 4 » ، « مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ » « 5 » . و دائماً ملوك و سلاطين و ائمّهء جور غالب بوده‌اند و نادرى كه حقّ غالب آمده همچنان نمىشده كه جميع عالم مسخّر گردند چرا كه اين نشأة دنيا به جهت

--> ( 1 ) - الأنفال : 42 . : « تا خدا كارى را كه كردنى بود به انجام رسانَد » . ( 2 ) - از جمله مثل‌هاى جارى و سارى است كه اشاره به تكرار يك اتّفاق در تاريخ دارد . ( 3 ) - در نسخه‌اى : « به واسطهء حسد كه چرا آدم او را وصىّ خود ساخت يا حقّ تعالى قربان اورا قبول كرد و حقّ تعالى هبة اللَّه را - الخ » مىباشد . ( 4 ) - در نسخهء ب كه ناسخ احاطه‌اى نيكو به نظم و شعر داشته جملهء داخل گيومه را مصرع اعلام نموده است . ( 5 ) - البقرة : 214 . : « بديشان سختى و رنج و گزند رسيد و چنان پريشان و لرزان شدند كه پيامبر و مؤمنانى كه با او بودند گفتند : يارىِ خدا كى خواهد رسيد ؟ » .