الفيض الكاشاني
مقدمه 42
مجموعة رسائل ( فارسى )
همه چيز نزد علم و قدرت و سمع و بصر او يكسان است چرا كه با احاطه به جميع اجزاى زمان و مكان بيرون از زمان و مكان است . زودى و ديرى و نزديكى و دورى و بلندى و پستى و آسانى و دشوارى نسبت به او نيست . خواهى بلندگو و خواهى آهسته حرف زن ، در دل بگذران يا بر زبان بران ، همه در پيش شنيدن او يكى است ، خواه بيخ چاه باش و خواه بر سر راه ، در تاريكى يا روشنايى به روز يا به شب ، نزد ديدن او تفاوت نيست ، « سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ » « 1 » . و هيچ برگى از درختى نمىافتد مگر آنكه مىداند و مىشمارد و هيچ ميوهاى از شكوفهاش بيرون نمىآيد و نطفه در رَحِمى قرار نمىگيرد و هيچ زنى بار نمىگذارد مگر آنكه او خبر دارد ، « وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها » « 2 » ، « وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ » « 3 » ، « أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » « 4 » . نهان وآشكارا هردو يكسان است در علمش * نه او را زودتر بيند نه اين را ديرتر داند و چنان كه ذات او به ذات ديگرى نمىماند صفات او به صفات ديگرى نمىماند وهمچنانكه كُنه ذات او معلوم نيست با غايت هويدايى ، كُنه صفات او
--> ( 1 ) - الرّعد : 10 . : « [ براى او ] يكسان است از شما هركه سخن نهان دارد و هركه آن را هويدا كند و هركه به شب پنهان شود يا به روز آشكارا رونده باشد » . ( 2 ) - الأنعام : 59 . : « و هيچ برگى [ از درخت ] نيفتد مگر آنكه آن را مىداند » . ( 3 ) - فُصِّلت : 47 . : « و هيچ ميوهاى از غلاف و شكوفهاش بيرون نيايد و هيچ مادهاى باردارنشود و بار ننهد مگر به دانش او » . ( 4 ) - المُلك : 14 . : « آيا كسى كه آفريده است نمىداند - آيا آفريدگار از آفريدهء خود باخبر نيست - ؛ و حال آنكه باريكدان و آگاه است ؟ ! » .