الفيض الكاشاني

مقدمه 39

مجموعة رسائل ( فارسى )

درِ سيم در تنزيه حقّ عزّ و علا از آنچه جلال او [ را ] نَسِزد و نَشايد و ستايش او به آنچه جمال با كمال او را زيبد و بايد چون همه چيز آفريدهء اوست و آفريده نشايد كه مساوى آفريننده باشد نه در ذات و نه در صفات ، پس او را نه مِثل باشد و نه مانند و نه همتا و نه نظير ، « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ » « 1 » . هرچه هست آفريدهء اويند * بنده در بند آفريننده است « 2 » پس كجابنده [ اى ] كه در بند است * لايق شركت خداوند است و چون او به خودى خود تمام و كامل است و قدرت او همه امرى را شامل است چرا كه قوّت آفرينش او همه را حامل است پس او را نه مدد كارى است و نه ظهير و نه معاونى است و نه نظير : « لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ

--> ( 1 ) - الحجّ : 62 . : « اين از آن روست كه خدا حقّ است و آنچه جز او به خدايى مىخوانند باطل است و خداست و الا و بزرگ » . ( 2 ) - در نسخه‌اى : « آفريدهء اوست » .