إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 47
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
« ادباء العرب » است زيرا وى پيش از شوقى ضيف درباره نثر فنى و كيفيت آن توضيحاتى دارد و اين نثر را مقابل نثر مخاطبهاى و محاورهاى قرار داده است : « و نحن فى كلامنا على النثر نعنى به الانشاء الفنى لا الكلم الذى تخاطب به الناس . » 83 اين نوع نثر به مرسل و مسجع تقسيم مىگردد و بىگمان نثر مرسل در آغاز پيدايش چه در فارسى و چه در عربى از سادگى ، ايجاز با جملات موزون و كوتاه در ميان آن ، از بلاغت و نيروى تأثير برخوردار بوده اما بتدريج سادگى و برخى ديگر از خصوصيات را از دست داده و همراه با دگرگونى زبان ، ويژگيهاى تازه به خود گرفته و سرانجام به صورت نثر عالى و آراسته در كتاب كليله و دمنه و ترجمهء فارسى آن خودنمائى كرده است . نثر مسجع يا آهنگين از قرنها پيش از ظهور اسلام و بعثت پيغامبر اكرم ( ص ) و نزول قرآن كريم در ادب عربى و بيشتر در ميان كاهنان رايج بوده است . اين نثر حد فاصل ميان نظم و نثر است و برخى از محققان ، توسل به سجع را قدمهاى نخستين در سرودن شعر بشمار آوردهاند . چنان كه گفته شد نثر مرسل در مقابل نثر مسجع جاى مىگيرد ، يعنى از قيد سجع آزاد است اما برخى از دستاندركاران فن سبكشناسى در ادب پارسى بدون توجه به كيفيت و ويژگيهاى آن و تنها به سبب سهولت و سادگى نسبى آن در آغاز پيدايش ، بدان ساده مىگويند و البته اين تعبيرى درست نيست : « و اما النثر فمنه المسجع الذى يؤتى به قطعا و يلتزم فى كل كلمتين منه قافية واحدة يسمى سجعا و منه المرسل و هو الذى يطلق فيه الكلام اطلاقا و لا يقطع اجزاء بل يرسل ارسالامن غير تقييد بقافية و لا غيرها . » 84 با اين تحليل نثر كتاب فرائد السلوك بنا بگفته نويسنده بر عبارت اهل زمانه بوده و كمال اين نوع نثر در كتاب كليله و دمنه در صورت نثر فنى آراسته بمنصه ظهور نشسته است و نويسندهء فرائد السلوك نيز خود را سالك طريق و طرز نصر الله بن محمد دانسته و از نظر داستانپردازى و نيز تركيب زبانى تابع وى است . نثر فنى آراسته ، مشحون از آرايشهاى بديعى و آراسته به آيات قرآنى ، احاديث ، اشعار عربى و فارسى ، امثال و كلمات زياد عربى است و در فرائد السلوك نيز اين موارد به خوبى و كمال موردنظر نويسنده است : « . . . كتابى سازم و آن را موشح گردانم بعبارات لطيف و استعارات خوب و حكايات عجيب و امثال نادر » ص 81 . اما كتاب در عين آراستگى ، دور از تكلفات و تعقيدات گفتارى است و مصنف نوشتهء خود را مطابق فهم مردم روزگار توصيف كرده است : « و در وضع عبارت و سياقت كلام ، سخن چنان راندهام كى فهم هيچكس از معانى آن قاصر نماند و غايت فصاحت و كمال بلاغت اينست . » ص 592 نثر فرائد السلوك در عين آراستگى از سادگى خاصى برخوردار است و بسيارى از مطالب آن شاهد صادق ادعاى نويسندهء آن است و نيازى به آوردن بينهاى ديگر نيست .