إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 17
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
به سختى باعجاب واداشت و در كمتر زمانى آوازهء بلندش در شرق و غرب عالم افتاد و شهرتى در حد بلندآوازگى ترجمهء عبد الله بن مقفع براى آن پديد آمد . و بدين ترتيب باب تازهاى از نويسندگى در ادب فارسى و فرهنگ اسلامى به روى خريداران سخن و مشتريان بازار فضل و ادب گشوده گرديد و حيرت اهل قلم و انديشه و تحسين و تمجيد ايشان را باعث شد . هرچند مقارن همين ايام در ديار موصل و در پناه يكى از اتابكان آن ديار يعنى سيف الدين غازى پسر زنگى بن - آق سنقر ، مردى ، از نويسندگان دربارى بنام محمد بن عبد الله بخارى ، بتشويق آن پادشاه و بىخبر از اشتغال نصر الله بن محمد به امر ترجمهء كليله و دمنه « . . . پيش تخت عالى اعلاه الله بنشاند و زبان درافشان را برگشاد و گفت كه اين كتاب كليله و دمنه گنجى است پرحكم و مواعظ و امثال و در هر حكايتى صد هزار در فوايد و عوايد مضمون است . . . بعضى از پيوستگان مجلس رفيع ما آرزو كردهاند كه اين كتاب از زبان تازى به زبان پارسى نقل كرده شود . . . » ، دست به ترجمهء كتاب عبد الله بن مقفع زد و ترجمهاى ساده و زيبا ، همراه با حفظ اصالتها و بدور از تكلفات و تصنعات فراهم آورد . « و هرچند كه خاطر در زيادت بسى يارى مىداد ، اما بر موجب فرمان عالى . . . بر عين كتاب اختصار كرده آمد . » 53 اما انوار جهانگستر بافتههاى ضمير نصر الله بن محمد بگونهاى ، چشم انديشمندان را خيره و مسحور ساخت كه از توجه به پردهء ساده و خوشتركيب محمد بن عبد الله بخارى بازماند و جز ديدهء خواص اهل ادب و تحقيق بدان نيفتاد . درهرحال شيوه متين و طرز زيبا ، سخته و تازه و پرشكوه نصر الله بن محمد به زودى پهنهء ادب را زير نگين آورد و كاروان انديشه و هنر و زمرهء ارباب قلم و انشاء را در پى خويش باقتفا واداشت بعد از اين ترجمه هيچ نويسنده و سخنورى خود را از توسل به شيوهء اين مترجم زبردست و پيروى از روش وى و استفاده و اقتباس از آن بىنياز نديد و در كنار آن نظيرهگوئى ، تهذيب ، برشتهء نظم كشيدن كلى كتاب و يا داستانهائى از آن و صدها مورد ديگر ازينگونه تأثيرپذيريها و پيرويها صورت گرفت . يكى از جملهء اين آثار كتابى است بنام : « فرائد السلوك » از آثار اوائل قرن هفتم هجرى از نويسندهاى « شمس » تخلص اما مجهول الهويه . اوضاع تاريخى عصر مصنف آغاز قرن هفتم از پرآشوبترين و تاريكترين روزگاران تاريخ سرزمين ايران و كشورهاى همسايه و قسمتى از اروپاست . درين دورهء نامبارك يورش قوم وحشى و خونخوار مغول چون سيلى سهمگين و بلائى عظيم برين ديار نازل گشت و سرزمينهاى بسيارى را در خاك و خون و آتش فروبرد . بر حيات سكنهء بسيارى