إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 14
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
اصول و اشارات اقدام كرده و در مورد خلقيات و صفات پسنديده ، در جامهء پندنامه ، كارنامه ، خداىنامه و آئينها آثارى ارزشمند فراهم آوردند . ابن النديم در كتاب معتبر خود ، الفهرست از اين آثار ياد نموده و متذكر نام مؤلفين آنها شده است . البته اين آثار از آن نويسندگان و انديشمندان ايران و روم و هند است و چهارده رساله و كتاب آن به عصر ساسانى تعلق دارد . 43 در كتاب ارزشمند « مطالعاتى دربارهء ساسانيان » تأليف كنستانتين اينوسترانتسف - Konstantin - Inastrantsef تحليلى بسيار سودمند و ممتع و مستوفى ازين كتابها و مفاهيم بلند آنها به عمل آمده است و درينباره اطلاعات سودمندى مخصوصا در تاريخ تأليف و تصنيف كتابهاى اخلاقى و آداب در اختيار خواننده قرار مىدهد . 44 در عصر ترجمه همراه با نقل آثار مختلف علمى و فنى و ادبى از زبانهاى ايرانى و هندى و يونانى به زبان تازى ، بسيارى از متون اخلاقى و آداب و سير مربوط به ايران پيش از اسلام نيز به زيور ترجمه آراسته شد و همراه با گسترش در مفاهيم اخلاقى در ادب عربى ، زمينهء مساعدى براى تأليف و تصنيفهاى مستقل درين باب فراهم آمد . مطالب كتابهائى نظير آداب العرب و الفرس ، المحاسن و المساوى ، المحاسن و الاضداد . . . همگى آميخته به آداب و اخلاق ايرانى و تحت تأثير كتب اخلاقى و آداب عهد ساسانى گردآورى شده است . در همين گيرودار كتابى تازه در پهنهء ادب اسلامى ظاهر گشت و با توجه به گستردگى معانى و مفاهيم و رسائى و شيوائى زبان مترجم آن ، نظر نويسندگان ، متفكران ، روحانيان و تمام طبقات اجتماعى را به سختى به خود مشغول كرد . اين كتاب ترجمهء « كليله و دمنه » بدست توانا و قلم سحرآفرين عبد الله بن مقفع بود . اين مرد از جملهء بزرگترين مترجمان و نويسندگان و انديشمندان ايرانى در دستگاه حكومتى آخر دورهء بنى اميه و نخستين پاره از خلافت عباسى بود . « قال ابن سلام : « سمعت مشايخنا يقولون : لم يكن للعرب بعد الصحابة اذكى من الخليل بن احمد و لا اجمع ، و لا كان فى العجم اذكى من ابن المقفع و لا اجمع . » 45 . اين نويسندهء توانا و مترجم آگاه و هنرمند با آشنائى تام و تمام با زبان و ادب فارسى و عربى و نيز آئين سخنورى در آثار ادبى ، تاريخى ، اخلاقى و تربيتى و سيرت پادشاهان مربوط به عهد ساسانى ؛ در نوشتهها و ترجمهها و تصنيف و تأليفهاى خويش بدان استمداد جست و ادب عربى بويژه نثر و شيوهء نگارش و سخنورى را تحت نفوذ و سيطرهء خويش درآورد و شاهد اين مدعا ترجمهء كتاب كليله و دمنه است . هرچند اين كتاب با نيتى خاص و شايد براى تحليل عقائد برخى از متفكران ايرانى بزيور ترجمه آراسته گرديد و با بهائى نظير باب برزويه طبيب و داستان ساختگى اعزام وى به هندوستان براى تهيهء اين كتاب ، در كنار همين نيت ، به آن افزوده شده بود ، اما در زمانى كوتاه مقبوليت عام يافت و بحثوجدل دربارهء آن نقل مجالس و محافل گشت . اين اقبال عمومى و بىنظير به چند جهت نصيب ترجمهء كليله و دمنه آمد . نخست معانى و مفاهيم بلند كتاب و گستردگى آن مفاهيم در امور اجتماعى ، سياسى ،