إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
13
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
گردذ و استعداد آن نيافت كى بپيرايهء [ 37 ] عقل راهنماى متردى « 101 » شوذ [ 38 ] به شكل آن نوع تشكل نموذ و بشبه آن قوم تشبه كرد يعنى « من تشبه بقوم فهو منهم » « 102 » . پس عنان همت هم در آن مرحله بازكشيذ و ركاب نهمت « 103 » هم در آن منزل گران كرد و رخت اقامت در آن مقام فروگرفت و پاى افزار كوشش در آن مكان بازكرد و گفت : بيت ازين پايه برتر مقام تو نيست * مرنج ار زمانه بكام تو نيست و كردگار را [ 39 ] « جل ثناؤه و عز اسمه » « 104 » درين معانى حكمت آن بوذ تا زمرهء انسانرا كى برگزيدگان عنايت و خلعت پوشيذگان هدايت او بوذند معلوم و مصور شوذ كى بجد و جهد و كوشش و رنج ادنى « 105 » درجهء ملائكه كسب توان كرد و خوذ را بواسطهء بارقهء « 106 » تاييد « 107 » الهى بعالم قدس توان رسانيذ . تو فرشته شوى ار جهد كنى از پى آنك * برك تو ذست كى گشتست بتدريج اطلس « 108 »
--> [ 37 ] - مر : به لباس [ 38 ] - مر : تلبس پذيرد . [ 39 ] - ملى : و كردگار .