إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

11

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

او را مزين كرد و بخلعت ناميه « 84 » شخص [ 30 ] او را مشرف فرموذ ، غاذيه غذا در اجزا و اطراف او مىگسترانيذ [ 31 ] و ناميه بتوسط آن غذا شخص « 85 » او را نمو مىداذ و هر نوع از جنس اين مولود بر اقران متفوق مىبوذ و بر اكفاء « 86 » تقدم مىجست و بشريفترين عالمى متمايل مىشذ و ببلندترين پايهء مىگرائيذ . چنانك [ 32 ] درخت خرما كى از خواص عالم نباتست از بلندمنشى و علو همت بپايهء دنى خشنوذ نمىشذ و بدرجهء نازل راضى نمىگشت مجد « 87 » و مجتهد « 88 » مىبوذ تا خوذ را بعالم حيوان رسانذ و بذان شرف متردى « 89 » شوذ و بذان پيرايه متحلى « 90 » گردذ و چون ادنى « 91 » تشبهى از آن حاصل كرد و اندك تمثلى از آن بدست آورد و دانست كى شرف كسبى بيش از آن متصور نيست و نباهت « 92 » ذاتى زيادت از آن ممكن نه ، در همان مقام قرار گرفت و بر همان درجه باستاذ و گفت : بيت ازين پايه برتر ترا راه نيست * وزين راز جان تو آگاه نيست چون نوبت بمولود سوم رسيذ و وقت اتمام آفرينش و نظام عالم كون و فساد « 93 » نزديك آمذ عالم حيوان ظاهر شذ و اين جنس

--> [ 30 ] - ملى : جسم . [ 31 ] - ملى : مىگسترد [ 32 ] - ملى : چون .