الفيض الكاشاني
الكلمات المخزونة 9
مجموعة رسائل
وعبادت نيز راهى است به جناب كبريا ، اگر چه هر يك به ديگرى محتاج است » « 1 » . أو أهل صفه را نمونهء بارز كساني مىداند كه به راه زهد وعبادت رفتهاند . آنگاه مىگويد : « . . . بايد كه هر كه از أهل اسلام بر جادّهء شرع سلوك نموده ملتزم أصول خمسهء ايمانيهء وفروع خمسهء اركانيه باشد ، با ديگرى كه شريك أو باشد در اين امر مخاصمه ومجادله نكند ومتوجه طعن ولعن نشود » « 2 » . فيض در رسالهء ديگرش به نام شرح صدر ، تصوّف را اين گونه تعريف وتبيين مىكند : « وعلم تصوّف عبارت از اين بدايع حكمت وغرايب علوم بلند رتبت است كه السنهء سنّت محمديّه صلى الله عليه وآله وشرايع ختميّه بدان ناطق گشته [ است ] » « 3 » . فيض در رسالهء الإنصاف كه از نوشتههاى أو در أواخر عمر خويش است ، به سير تحوّل وتطوّر فكرى خود در طول عمر عملي خويش اشاره مىكند . أو در پايان اين رساله در بارهء خويش چنين اظهار مىدارد : « نه متكلّم ونه متفلسف ونه متصوّفم ونه متكلّف ، بلكه مقلّد قرآن وحديث وتابع أهل بيت عليهم السلام [ هستم ] » « 4 » . آنچه براي ما مهمّ است وبايد بدانيم اين است كه : مولى محسن فيض به اين فرازهاى زيارة آل يس ، ايمان واعتقاد كامل داشت : « الحقّ ما رضيتموه ، والباطل ما اسخطتموه ، والمعروف ما أمرتم به ، والمنكر ما نهيتم عنه » . وما بايد خود را مقلّد وتابع أهل بيت معصومين عليهم السلام بدانيم . استادان فيض در محضر اساتيد وعلماى برجستهاى پرورش يافت كه به شرح ذيل است : 1 - سيّد ماجد حسينى بحراني : أو از علما ودانشمندان بزرگ شيعه است كه ملّا محسن فيض جهت استفاده از محضرش به شيراز رفته است .
--> ( 1 ) - المحاكمة ، ص 98 . ( 2 ) - همان ، ص 99 - 100 . ( 3 ) - رسالهء شرح صدر ، ص 49 - 50 . ( 4 ) - رسالهء الإنصاف ، ص 196 .