الفيض الكاشاني

الكلمات المخزونة 41

مجموعة رسائل

محقّق كامل كسى است كه هميشه مشاهدهء هر دو مرآت مىكند - اعني مرآت أعيان ومرآت حقّ - ومشاهدهء صوري كه در هر دو مرآت است بي انفكاك وامتياز . چون در نهانش جويى دورى ز آشكارش * چون آشكار جويى محجوبى از نهانش چون ز آشكار وپنهان بيرون شدى به برهان * پاها دراز كن خوش مىخسب در امانش « 1 » موجودات را آيينه‌هاى متعدّده « 2 » فرض كن وآنچه مىبينى در ايشان از كمالات محسوسه ومعقوله ، صور أسماء وصفات حقّ سبحانه وتعالى دان ؛ بلكه همهء عالم را يك آيينه فرض كن ودر وى حقّ را ببين به همهء أسماء وصفات وى . پس از اين برتر آي وچنان ملاحظه كن كه تو چون عالم را مىبينى ومىدانى وذات تو محيط است به همه وهمه مرتسمند در وى ، پس ذات تو آيينه است « 3 » مر آنها را . در أول مشاهدهء حقّ تعالى در غير خود مىكردى ، اكنون در خود مىكنى ، پس از اين برتر آي وآن را ملاحظه كن كه ممكنات من حيث هي غير موجودند ، پس ايشان را از ميان بيرون كن وهمه را صور تجليّات حقّ بين وقائم به وى ، پس همه كمال وجمال حقّند كه « 4 » در حقّ مشاهده مىكنى ، بعد از آن از اين برتر آي وخود را از ميان بيرون كن ومدرك ومشاهد حقّ « 5 » را ببين ، فهو الشاهد والمشهود . جمال يار كه پيوسته بي قرار خود است * چه در خفا وچه در جلوه بر قرار خود است هم اوست آينه هم شاهد است وهم مشهود * به زير زلف وخط وخال پرده دار خود است

--> ( 1 ) - كليّات شمس تبريزى ، ص 384 . ( 2 ) - مر : متعدّد . ( 3 ) - مر : - است . ( 4 ) - مر : - كه . ( 5 ) - مر : خود .