الفيض الكاشاني

اللئالي 94

مجموعة رسائل

ولا ينطق الصامت ، فيموت المرء بينهما ، فيدخل اللَّه الجنّة ) « 1 » . [ 41 ] كلمة بها يجمع بين أنّ العلماء ورثة الأنبياء ، وبين ما يرى فيما بينهم من العداوة والبغضاء علم دو علم است : علم ظاهر وعلم باطن . علم ظاهر ، علم شريعت است . وعلم باطن ، علم حقيقت . علم ظاهر ، براي آن است كه به آن عمل نمايند تا مستعد فيضان علم باطن گردند ؛ پس مقصد اصلى از علم ، علم باطن است وبس . ونوع انساني از براي تحصيل اين علم مخلوق شده ، وبه اين علم از ساير مخلوقات ممتاز گرديده . واين علم است كه از آن تعبير به حكمت مىنمايند . قال اللَّه تعالى : « وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً » « 2 » ؛ چه از اين علم حقيقت اشيا هويدا مىگردد ، وخصوصاً شناخت نفس خويشتن كه سرمايه تحصيل حقايق ومعارف الهى است ، كه از آنجا معرفت مبدأ ومعاد كه أنبيا - صلوات اللَّه عليهم - به جهت آن فرستاده شده‌اند حاصل توان كرد ، وأصول اين علم را در زمان پيشين از أنفاس انبياى مرسل عليهم السلام وزيركان هر عصر فرا گرفته‌اند ، واز پرتو سخنان وحى نشان ايشان جهانيان را بدين رهنمايى نموده‌اند . هر بوى كه از مشك وقرنفل شنوى * از دولت آن زلف چو سنبل شنوى واين حكمت قدما كه موروث انبياست ، غير حكمت متعارف است كه امروز ميان متأخرين شايع است ؛ چرا كه تحريفى چند به آن راه يافته است به جهت نقل آن از لغتى به لغتى ، وبه جهت تصرّفات فهم‌هاى نامهذّب در آن چون آفتاب حضرت خاتم أنبيا صلى الله عليه وآله كه در غرب عرب توارى نموده بود از شرق قريش طالع شد وزمين وزمان را به أنوار هدايت آثار روشن گردانيد . رياض حكمت قديمه از پرتو أنوار آن حضرت وأهل بيت

--> ( 1 ) - الغيبة ، ص 459 ، ح 475 . ( 2 ) - البقرة : 269 .