أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 95
كنوز المعزمين ( فارسى )
فرخى گويد : به هيچ گونه بر او جادوان حيلتساز * به كار برد ندانند حيلت و نيرنگ چه گمان برد كه اين جنگ بسر برده شود * بفسون و بحيل كردن و زرق و نيرنگ همو در معنى چاره و تدبير گفته است . ز دشمنان زبر دست خيره خانهء خويش * نگاه داشت نداند بچاره و نيرنگ ناصر خسرو راست : پست بنشين « 1 » و چشم دار و بدانك * زود زير و زبر شود نيرنگ شرف الدين شفروه گفته است : در بيشهء دين چو روبهى « 2 » پر نيرنگ * در چشمهء شرع كج روى چون خرچنگ بر منبر علم همچو بر كوه پلنگ * در دلق كبود همچو در نيل نهنگ سنائى فرمايد : كاين همه رنگهاى پر نيرنگ * خم وحدت كند همه يك رنگ در فرهنگ اسدى اين بيت را از طاهر فضل آورده كه ظاهرا بمعنى حقيقى كلمه است : نادان گمان برى و نه آگاهى * از تنبل و عزيمت و نيرنگش كلمهء تنبل كه در فرهنگها هموزن بلبل ضبط شده هم از كلمات قديم - الاستعمال فارسى است كه بمعنى حقيقى لعبت سازى و شعبدهبازى ، و معنى مجازى حيله و مكر و تزوير و امثال آن ، درست مرادف كلمهء نيرنگ است .
--> ( 1 ) - منشين : خ . ( 2 ) - روبهم : خ - و همچنين در مصراع دوم با ضمير متكلّم ( كجروم ) .