أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 77

كنوز المعزمين ( فارسى )

امّا تعويذ بمعنى مصدرى عمل عوذه است كه عامل آن را به عربى معوذ بكسر واو مشدّد و به فارسى چشم افساى گويند ، و بمعنى اسم مصدرى مرادف عوذه و معاذه آمده ، و به همين معنى در مكالمات و نظم و نثر فصيح فارسى معمول و متداول شده است . معوذتين بصيغهء تثنيهء معوّذ با كسر واو مشدّد ، دو سورهء فلق و ناس است از سور قرآن مجيد پشت سر يكديگر كه بكلمهء ( قل اعوذ ) ابتدا شده و در حديث است كه « كان النبىّ صلّى اللّه عليه و سلّم يعوّذ نفسه بالمعوّذتين بعد ما طبّ » « 1 » . معوّذ بصيغهء اسم مفعول از باب تفعيل در استعمالات عربى اسم مكان است بمعنى محلّ بستن عوذه و قلاده و گردن بند . - و بفتح و كسر واو مشدّد هر دو بمعنى نوعى از رستنىهاست كه اعراب جاهلى بدان تعويذ ميكردند كثير بن عبد الرّحمن خزاعى در وصف زنى گويد . اذا خرجت من بيتها راق عينها * معوّذه و اعجبتها العقائق يعنى چون از خانه‌اش بيرون آيد گياه تعويذ كه در آن حوالى روييده است او را از چشم زخم مردمان محفوظ دارد . بطورى كه اشاره كرديم تعويذ و عوذه در ميان هر قوم و ملّتى بشكلى معمول و رايج است ، مخصوصا اعراب جاهلى در اين باره عقايد عجيب و غريب داشتند - و معروف اين است كه اين عقايد اوّل بار در ميان جماعتى

--> ( 1 ) - نهايهء اين اثير و لسان العرب در مادّهء عوذ .