أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 69
كنوز المعزمين ( فارسى )
مشترى ، شب سه شنبه زهره ، شب چهار شنبه زحل ، شب پنجشنبه آفتاب ، شب جمعه قمر . اكنون كه حوالههاى حواشى را پرداختيم بشرح اصطلاح رقيه و افسون و عزيمه كه موضوع تأليف و مبدأ اشتقاق نام كتابست و همچنين مرادفات و مشابهات آنها از عوذه و نشره و امثال آن مىپردازيم . عزيمه و معزّم پيش در تحت عنوان نام كتاب شرحى دربارهء اشتقاق كلمهء معزّم و معنى عزيمه تا آن حدّ كه مناسب مقام بود گفتگو كرديم ، دنبالهء آن مبحث را اينجا تكميل مىكنيم . عزيمه بفتح عين بىنقطه و زاء معجمه هموزن كريمه و يتيمه كه در فارسى با تاء مبسوطه مانند غنيمت و هزيمت نيز خوانده و نوشته مىشود « 1 »
--> ( 1 ) - اينجا نكتهيى دقيق راجع باملاء و لغات فارسى داريم كه شايستهء توجّه است به اين قرار : از جمله تصرّفات مخصوص فارسيان در كلمات عربى اين است كه تاء مدوّرهء عربى را كه به صورت هاء گرد نوشته مىشود معمولا در كتابت و تلفظ و قرائت مبدّل بتاء مبسوطهء كشيده مىكنند - و اين سنّت را كه از علائم فارسى شدن كلمه و بمنزلهء تذكرهء ورود لغات دخيل در قلمرو زبان فارسى اصيل است مخصوصا قدما سخت رعايت مىكردند امّا در اثر نقل و تحوّل كه لازمهء زبان زنده است تدريجا در محاورات فارسى كنونى چنين اتّفاق افتاده كه در بعض موارد بخصوص از دو املاء يا دو لهجه استفادهء لغوى مىكنند به اين معنى كه يك كلمهء مختوم بتاء مدوّرهء عربى را در فارسى بتلفظ هاء غير ملفوظه كه صورت وقف تاء گرد عربى است بيك معنى ، و با تاء كشيده كه سنّت معهود است بمعنى ديگر به كار مىبرند - از آن جمله همين كلمهء عزيمه است كه چون با هاء غير ملفوظ مثل يتيمه بگويند بمعنى افسونست و چون با تاء مانند غنيمت بگويند مراد قصد و اراده و آهنگ است همچون ( عزيمت سفر كردن ) و امثال آن . - و نيز در محاورات فارسى فعلى ( اراده ) با ( ارادت )