غلام رضا اسلامى
98
غروب خورشيد فقاهت ( زندگينامه وآثار ومبارزات آقاى خوئى ) ( فارسى )
يكى دو هفته بدين منوال مىگذرد . تا اين كه آقايان علماى شيراز زير نظر حضرت آيت الله عظمى محلاتى . ( رحمهء الله عليه ) . تصميم مىگيرند . شبهاى جمعه همگى در مسجد جامع گرد آمده و آيت الله شهيد حاج سيد عبد الحسين دستغيب ( رحمهء الله عليه ) ، روحانى بزرگوار مشهور به عنوان « دعاى باران » سخنانى ايراد نمايند ( در آن سال شيراز دچار كم بارانى شده بود . ) طبق اين برنامه عصرهاى پنج شنبه شهيد دستغيب به منزل آيت الله محلاتى . ( رحمهء الله عليه ) . رفته و مطالبى را كه بايد شب جمعه بگويند مورد مذاكره قرار مىدهند . شهيد . دستغيب در سخنان خود با مهارت خاصى حملات شاه به روحانيت را پاسخ مىدادند . دهها هزار نفر جمعيت در اين مجلس شركت مىكردند . . اخبار مجلس مسجد جامع شيراز در شبهاى جمعه و سخنان نافذ و انقلابى آقاى دستغيب و شركت كليهء علماى شيراز در مجلس مزبور مرتب به قم مىرسيد و زبان به زبان نقل مىشود . . . . با فرارسيدن 15 خرداد 1342 ، كه مصادف با ايام ماه محرم بود ، دولت به واسطهء جنبش عشاير فارس كه درگير جنگ با آنها بود ، ديگر قادر به اعمال خشونتآميز در شيراز نبود ، تا اين كه روز عاشورا فرا رسيد . آيت الله العظمى محلاتى . ( رحمهء الله عليه ) . در منزل خودشان كه مجلس روضه برقرار بود ، روزهاى عاشورا منبر مىرفتند در آن سال نيز روز عاشورا منبر رفتند و به مناسبت اوضاع و احوال روز به شدت دولت را مورد حمله قرار داده و با قرائت آيهء شريفهء « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل طرهبون به عدو الله و عدوكم . . . » ( يعنى : مسلمانان تا آن جا كه مىتوانيد براى پيكار با دشمن نيرو بسيج كنيد تا دشمن خدا و دشمن خود را عقب برانيد . ) و شرح و تفسير آن را گفتند « مسلمانان بايد برعليه دستگاه جبار حاكم به سلاح روز مجهز شوند و قيام مسلحانه نمايند و اين تنها راه ايجاد زندگى و جامعهء آزاد مىباشد .