سيد على تهرانى

9

ز مهر افروخته ( فارسى )

انقلاب ، ناشى از آن است كه انديشهء اسلام ، يعنى محور اين فرهنگ آسمانى و الهى ، انديشه‌اى همه بعدى است كه به انسان از جوانب مختلف مىنگرد و به جنبه‌هاى مادّى زندگى وى نيز در كنار جنبه‌هاى معنوى آن بها مىدهد . به سخنى كوتاه ، مىبايد گفت انقلاب ما به معناى حاكميّت اسلام بر ذهن و عمل انسان‌هاست و اسلام - كه همان رهاورد پيامبران الهى براى بشريّت است - يك حقيقت فرهنگى است ؛ يك ايمان است كه از آن ، شيوهء زندگى درست و بهنجار انسان مىتراود و جوانه مىزند . در اين انقلاب ، واقع‌هاى زندگى ، يعنى روش‌هاى اقتصادى ، سياسى ، اجتماعى و اخلاقى ، همه ، ساخته و پرداختهء آن ايمان است ؛ پس در چنين انقلابى ، مهم‌تر از همه ، بازپس گرفتن ارزش‌هاى اصيل و فرهنگى و معنوى از دست تطاول روزگاران گذشته و بازگرداندن ريشه‌هاى فكرى و عقيدتى آن ايمان فعّال و سازنده به فضاى جامعه و حريم دل‌هاى مردم است . در اين انقلاب ، همهء تلاش‌هاى اقتصادى و سياسى و نظامى و غير آن ، بايد بر مبناى اين تجديد بناى ايمانى و فرهنگى صورت گيرد و از آن جدا نماند ، كه جدا ماندن از آن ، انحراف ، و در نهايت ، مرگ اين انقلاب را معنى مىدهد . با چنين تلقىاى از انقلاب ، مىتوان شخصيّت علّامهء فقيد بزرگوار زمان ما را به درستى ارزيابى كرد و جايگاه حقيقى او را در مجموعهء عظيم اين انقلاب به درستى شناخت . او مجموعه‌اى از معارف و فرهنگ اسلام بود ؛ فقيه بود ؛ حكيم بود ؛ آگاه از اندوخته‌هاى فلسفى شرق و غرب بود ؛ مفسّر قرآن بود ؛ از علوم اسلامى ، يعنى علومى كه از اسلام نشأت گرفته يا از آن تغذيه كرده است ، مطلّع بود : از اصول ، از كلام ، ادبيات ، از نجوم و هيئت و رياضيات و از برخى علوم بىنام‌ونشان ديگر « 1 » .

--> ( 1 ) . علّامه طباطبائى در علوم رمل و جفر و اعداد و حساب و جمل و ابجد مهارت عجيبى داشت و با برخى از اين علوم بسيار مأنوس بود ( خاطرات فقيه اخلاقى ، احمدى ميانجى ، ص 150 و مهر تابان ، ص 21 و روح مجرّد ، ص 561 ) همچنين در خوش‌نويسى و نقّاشى نيز استاد بود . ( جرعه‌هاى جانبخش ، صص 218 و 220 و 371 ) .