هادى خسرو شاهى
70
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
اين راه ، از هيچ تلاش و كوششى دريغ نداشتند و پشتوانهاى هم چون استعمار غرب ! در پشت سرشان قرار داشت . « 1 » مرحوم علامه طباطبايى ، درست در چنين شرايطى ، كه از طرفى فرهنگ مادّىگرى وارده از غرب و از طرف ديگر فلسفه و انديشهء ماترياليستى صادره از شرق ، در جامعهء ما ترويج و تبليغ مىشد و مىرفت كه نسل جوان جامعه مسلمان ايرانى را از خويشتن خويش جدا و دور سازد ، به كار نشر و تعميق مفاهيم قرآنى و فلسفه و فرهنگ اسلامى پرداخت و توانست آن را در سطح خواص و سپس از طريق شاگردان نخبه حوزوى خود ، در سطح روشنفكران و كلّ جامعه مطرح سازد و به تدريج ، نشر و نفوذ مبانى فكرى - فرهنگى صادراتى بيگانه از روح و روان اين ملت را از انديشههاى جوانان دور سازد . * * * . . . اشاره شد كه خوشبختانه جامعيت فرهنگى استاد ، در مرز جغرافيايى خاصى محدود نماند و علاوه بر ايران و جهان اسلام ، حتى بعضى از اساتيد و دانشمندان غرب نيز به سراغ ايشان آمدند و شاگردان ايشان ، شاهد ديدارهاى مكرّر علمى شخصيتهاى فرهنگى و اساتيد دانشگاههاى دنيا امثال پرفسور هانرى كربن با استاد و بهرهگيرى آنها از منبع فيض و علوم و فرهنگ غنى ايشان بودند « 2 » كه نتيجهء بخشى از اين
--> ( 1 ) . سيد حسن تقىزاده كه طراح اصلى اين تز غربگرايانه در مجلهء كاوه چاپ برلن بود . در اواخر عمر خود به طور رسمى به اشتباه بزرگى كه در اين زمينه مرتكب شده بود ، اعتراف نمود . ( 2 ) . پرفسور هانرى كربن ، استاد معروف فلسفه در فرانسه با سفرهاى تابستانى به ايران و حضور در خدمت استاد در تهران در كنار دانشمندانى چون : استاد مرتضى مطهرى ، مهندس بازرگان ، دكتر حسين نصر ، دكتر جزايرىو ديگران ، بيشتر از ديگر مستشرقين بهره برد و محصول اين جلسات را در اروپا منتشر ساخت . دكتر سيد حسين نصر كه اغلب خود مترجم علمى اين جلسات بود در اينباره مىگويد : « . . . علامه مرد بسيار بزرگى بودند كه در كنار استعدادهاى فلسفى ، در ادبيات هم ، دستى تمام داشتند . به عربى و فارسى شعر مىسرودند ، خوب مىنوشتند و در هر دو ساحت فلسفه و تفسير قرآن ميداندار بود . ايشان فيلسوفى دست اول بودند و ذهنى فوقالعاده فلسفى داشتند كه اين نكته در مباحث ميان ايشان و هانرى كربن پيدا بود ؛ مباحثى كه چنانكه گفتم كار اصلى ترجمه آنها پس از سپهبدى بيشتر با من بود . بنابراين بار اصلى ترجمه ، سالها بر دوش من بود در حالى كه در سالهاى آخر شايگان هم در اين كار كمك مىكرد . كارى كه كربن مىكرد اين بود كه در سپتامبر كه همواره به ايران مىآمد ، داغترين مباحث فلسفى و كلامى آن زمان فرانسه را با خود به ايران مىآورد . كربن اين موضوعات را در قالب پرسشهايى از علامه طباطبايى مطرح مىكرد و ايشان پاسخهايى ارايه مىكردند و بحث ادامه مىيافت . چنانكه گفتم بعدها پاى بسيارى ديگر به اين جلسات باز شد كه اكنون از علماى سرشناس ايران هستند ، از جمله : مكارم شيرازى ، و خسروشاهى ، و ديگران كه مهمترين آنها مطهرى بود كه همواره حضور داشت . . . » ( مراجعه شود به كتاب : در جستوجوى امر قدسى ، گفتوگو با سيد حسين نصر ، ص 131 . 132 ، چاپ تهران ، 1385 ) . بىمناسب نيست اشاره شود كه زندهياد استاد هانرى كربن علاوه بر نشر آثارى از علامه طباطبايى در اروپا ، با همكارى مرحوم استاد سيد جلالالدين آشتيانى هم مجموعهء گران بهايى ، را در چندين مجلّد ، تحت عنوان منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران منتشر ساخت و در غرب ميراث جاودانهاى از خود به يادگار گذاشت كه هرگز فراموش نخواهد شد . كربن استاد آشتيانى را ، ملاصدراى معاصر مىناميد . و البته اگر همكارى وى نبود ، هرگز نشر آثار حكماى ايرانى در اروپا ، امكانپذير نمىشد و افسوس كه پس از فوت وى سه مجلد از منتخبات باقى مانده به زيور طبع ، آراسته نشد .