هادى خسرو شاهى
56
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
ايشان ، به دست چاپ سپرده مىشد و يا اكنون در ضمن « مجموعه آثار » براى نخستين بار چاپ مىشود . مراد از جمعآورى و تنظيم آثار اين نيست كه همهء مطالب آماده و در نزد استاد موجود بود و من فقط آنها را تبويب و ويرايش كرده و به شكل كتاب در مىآوردم ! نه ، اينطورى نبود . بلكه من اغلب آن مقالات ، بحثها ، نامهها ، اشعار ، تقريظها و اسناد را در طول 25 سال ، در زمان حيات استاد علامه و 25 سال پس از رحلت ايشان ، از گوشه و كنار ايران و جهان جمعآورى و تنظيم كردهام كه نقل داستان يك نمونه از آن مىتواند روشنگر چگونگى مطلب باشد : سى چهل سال پيش من در سفرى به انگلستان ، به دعوت انجمن اسلامى دانشجويان ، سفرى هم به منچستر داشتم . . . در اطاق يكى از دانشجويان مشهدى به نام آقاى غفرانى ، پاكتى را با دستخط علامه طباطبايى ديدم . . . از آقاى غفرانى پرسيدم اين پاكت چيست ؟ گفت : سؤالاتى از علامه طباطبايى داشتم و ايشان پاسخ را فرستادهاند . گفتم : مىتوانم آنها را ببينم ؟ گفت چرا نه ؟ بعد اوراقى از داخل پاكت در آورد كه پاسخ چند سؤال قرآنى در چندين صفحه بود . . . از ايشان خواستم كه كپى آنها را به من بدهد كه قبول كرد و روز بعد كپى آنها را به من تحويل داد . . . . . . . پس از مراجعت به ايران و قم ، روزى در خدمت استاد بودم و موضوع را عرض كردم و آن صفحات را نشان دادم و به ايشان گفتم كه متن اصلى اين اوراق در منچستر بود ! آيا حضرت عالى نسخهاى از اينها داريد ؟