هادى خسرو شاهى
52
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
پاسخ مثبت مىدهند و اقدام مىكنند ، چون دريافته بودند كه جاى اين قبيل كتابها در دانشگاههاى مغرب زمين ، خالى است . و يا وقتى پرفسور هانرى كربن استاد دانشگاه سوربن فرانسه ، از ايشان درخواست مىكند كه تابستانها از فرانسه به ايران - تهران - مىآيد ، در محضر استاد ، سؤالاتى راجع به تشيّع و فلسفهء اشراق مطرح سازد و استاد آن را مىپذيرد كه محصول اين مذاكرات ، دو جلد كتاب شيعه و رسالت تشيّع است . نكتهء مهمى كه اوج تواضع استاد علامه را نشان مىدهد ، اين است كه روزگارى يكى از دوستان علامه آقاى حاج حسين آقا كاغذيان - از تجّار تهران و از همشهريان تبريزى ما - در قم خدمت ايشان رسيد و درخواست نمود كه رسالههاى كوچكى دربارهء تعاليم اسلام براى آشنايى نسل جوان و دانشآموزان از اصول و احكام اسلامى ، تأليف كنند ، استاد بىدرنگ آن را پذيرفتند و چهار رسالهء كوچك در زمينهء احكام و عبادات اسلامى تأليف نمودند كه هر كدام همان وقتها به طور مستقل چاپ شد و بعدها اين رسالهها ، به اضافهء رسالهء ديگرى به نام « اسلام و اجتماع » يكجا و به نام تعاليم اسلام توسط اينجانب منتشر گرديد . . . اين كتاب ، همانطور كه ملاحظه مىشود ، خيلى ساده و به دور از اصطلاحات بغرنج علمى - فلسفى و به روشى كه براى عموم - و به اصطلاح عوام و يا جوانان - قابل درك و فهم باشد ، تأليف شده كه پس از انتشار ، بعضى از « اهل علم » خرده مىگرفتند كه چرا استاد با آن مقام شامخ علمى ، به تأليف اين كتاب ساده اقدام كردهاند ؟ غافل از آنكه براى استاد علامه « اداى تكليف » و « خدمت به خلق » و « نشر مفاهيم و معارف