هادى خسرو شاهى
42
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
و فلسفهء علامه ، در اين زمينه مىگويند : « اوج تكامل عقلى و تجرّد روح اين ابرمرد حكمت ، به مقامى رسيد كه كليات عقلى را بدون دخالت قوهء تخيّل و تمثّل ، مصداق آنها را در مرحلهء خيال و تجسّد آن در مرتبه مثال ، متصل و يا با صرفنظر از آن ادراك مىنمود . علامه مىفرمود : يكى از ادلّهء تجرّد روح همان ادراك كليات مرسله است كه از هر قيدى مجرد و از هر كثرتى منزه باشد و روحى كه يك مجرد تام را ادراك مىكند و حتى مىيابد ، حتماً مجرد خواهد بود ، البته اين برهان تجرّد روح ، از راه ادراك كلّى دربارهء اوحدى از نفوس ناطقهء صادق است ، نه دربارهء نفوس همه مردم . بعد از پايان بحث مزبور از استاد علامه قدس سره پرسيدم : آيا شما مىتوانيد كلّى را بدون تمثيل هيچ فرد خيالى آن ، و نيز بدون تخيّل انتشار آن در بين مصاديق مثالى ، ادراك كنيد ؟ فرمود : تا حدى ! و اين جواب با توجه به جناح و تواضع جبلى آن بزرگوار كه هرگز اعجاب و خودبينى نداشت : يعنى : آرى » . س : آيا استاد علامه شاگردانى هم در عرفان عملى و سير و سلوك معنوى داشتند ؟ آيا مىشود نام آنها را ذكر كرد ؟ ج : همانطور كه اشاره كردم علامه طباطبايى به تمام معنى اهل شريعت و اهل حقيقت بود و خود نيز در عرفان ، « صاحب طريقت » . . . و دستوراتى كه در امر سير و سلوك و تزكيه نفس به بعضى از خواص تلامذه خود و يا در بعضى از مكتوبات به افراد دادهاند ، نشان دهندهء اين معنى است و البته اين دستورات به طور كامل مطابق موازين دينى و در چهارچوب احكام شريعت و دستورات ائمه هدى عليهم السلام در تداوم و