هادى خسرو شاهى

31

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

خاصّ خودشان در راستاى نشر تعاليم اسلامى عمل مىكنند . اما علامه طباطبايى قدس سره ، مانند مرحوم آيت‌اللَّه كاشانى در آغاز جوانى كه مجتهد مسلم بود و در صورت اقامت در حوزه نجف يا قم ، و تدريس فقه و اصول ، بىترديد يكى از مراجع معروف عصر مىشدند ، هر كدام با احساس تكليف و طبق تشخيص ، راه و روش خاصى را براى خود انتخاب نموده و به آن عمل كردند . وقتى من اين سؤال را از مرحوم آيت‌اللَّه كاشانى پرسيدم كه چرا مسير مرجعيت را ، علىرغم صلاحيت علمى كامل ، انتخاب نكردند ؟ فرمودند : « بدبختى مسلمين از فقدان مرجعيت و رسالهء عمليه نيست . اين همه رساله و مرجع داريم - خدا حفظشان كند - بگذاريد يكى هم در راه مبارزه با استعمار و استبداد ، خدمت كند ، انشاءاللَّه كه خداوند از همگان قبول كند . . . » اين منطق مرحوم آيت‌اللَّه كاشانى بود و به همين دليل ، علىرغم مقام فقهى و موقعيت علمى بالا در نجف ، همراه مرحوم آيت‌اللَّه سيد محمدتقى خوانسارى - از مراجع بزرگ بعدى درقم - هر دو اسلحه برداشتند و عليه استعمار انگليس و اشغال‌گران عراق جنگيدند و هر دو هم از طرف انگليسىهاى متجاوز ، محكوم به اعدام شدند كه يكى دستگير و به هند تبعيد شد و ديگرى به ايران فرار كرد . پس تشخيص در نوع خدمت ، بستگى به طرز فكر و نوع اجتهاد خود آقايان دارد . استاد علامه پس از ورود به قم ، نخست طبق معمول ، دروس فقه و اصول را شروع كردند ، ولى به تدريج متوجه شدند كه در اين زمينه به قول خودشان ، در حوزه « من به الكفايه » هست و احساس كردند كه تدريس