هادى خسرو شاهى

24

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

تدريس فقه و اصول و سپس تفسير قرآن مجيد و اسفار و تعليم عرفان عملى پرداختند و به اين ترتيب نقش ويژه و به سزايى در تعليم و تربيت و تزكيهء گروهى از طلاب و احياى « نفوس » آنها در حوزه علميه قم ايفا نمودند . س : در مورد مقام استاد علامه در عرفان و نقش مرحوم آيت‌اللَّه قاضى در پرورش و تكامل شخصيت معنوى ايشان ، مايليم توضيح بيشترى بدهيد . ج : خود مرحوم علامه در اين‌باره مىفرمود : وقتى به قصد تحصيل علوم اسلامى به نجف رفتم ، از امير مؤمنان على عليه السلام خواستم كه آن‌چه صلاح است ، مرا به آن راهنمايى كنند . . . روزى در خانه نشسته بودم كه ناگهان درب باز شد و يكى از علماى بزرگ وارد اطاق شد و سلام كرد و سخنانى بدين مضمون برايم گفت : « كسى كه به قصد تحصيل به نجف مىآيد خوب است علاوه بر تحصيل ، به فكر تهذيب و تكميل نفس خويش نيز باشد و از نفس خود غافل نماند » اين را فرمود و حركت كرد و رفت . من در آن‌جا شيفتهء اخلاق و رفتار اسلامى او شدم و سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم ربانى چنان در من اثر كرد كه برنامهء آينده‌ام را شناختم و تا مدتى كه در نجف بودم ، محضر آن عالم با تقوا را رها نكردم و در دروس اخلاقش شركت كردم . آن دانشمند بزرگ مرحوم آقاميرزاعلى قاضى بود . » باز علامه مىفرمود : روزى آقاى قاضى مرا در بازار ديد و دستى به شانه‌ام زد و فرمود : اگر دنيا مىخواهى نماز شب و تهجّد و اگر آخرت مىخواهى نماز شب و تهجّد .