هادى خسرو شاهى

179

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

اين را در حكمت متعاليه ملاصدرا مىتوان جست‌وجو كرد . تمام تلاش ملاصدرا اين است كه بين حكمت اشراقى ، حكمت مشايى ، قرآن ، وحى و معرفت‌هاى وحيانى ، پيوند برقرار كند . يعنى اگر شما تاريخ فلسفه را ورق بزنيد مىبينيد اين شاهكار ، شاهكار ملاصدرا است . يك نگاه خاص است . يعنى خيرى در اين نگاه نهفته كه همهء پديده‌هاى هستى را مرتبط با هم مىبيند حالا اين پديده مىتواند جماد باشد ، نبات باشد يا انسان ، يك چيزى همه اين هستىها را با هم مرتبط مىكند . من اسم اين را يك « كل‌گرايى توحيدى » مىگذارم . يعنى يك نگاه كل‌گرا كه به توحيد بر مىگردد . اين در پس لايهء زيرين نهفته است . يك نگرش خاص و يك معرفت طولى و هماهنگ به عالم ، واقعاً يك شاهكار است . اين نگرش به عقيده من آن‌قدر در تبيين انقلاب اسلامى نگرش مستحكمى است كه اگر نبود و امام نگرش صدرايى نداشت ، انقلاب پيروز نمىشد . دليل اين‌كه انقلاب پيروز مىشود نگاه صدرايى امام است . خود امام مدرس تفكرات صدرايى است . تفسير سوره حمدش هم هست . دعوايى كه بين عرفا و متشرعين و فيلسوفان است دعواى ازم و عنب و انگور است . پس مىبينيم كه اين نگرش صدرايى است . من پا را فراتر از اين‌ها مىگذارم معتقدم انقلاب بسط يافتهء تفكر ملاصدرا است . به خاطر همين هستى شناسى كه در پس آن است . اين هستىشناسى در واقع يك تفسير تازه‌اى از كيهان است . تفسير تازه‌اى از انسان و جامعه است و براى اين‌كه اين تفسير محقق شود