هادى خسرو شاهى
172
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
حوزه علميه بوده است . او مىنويسد : « منطق در كشور ما از تجربى بودن دور شده است . ما هنوز گرفتار « جنس و فصل » هستيم . در حوزه معرفتشناسى مشكل داريم براى اينكه پايه معرفتشناسى در كشور يونانى است و اين بايد تغيير يابد و من خود مشغول مسئله معرفتشناسى هستم . فلسفه ما مسئله دارد . من كتابى به نام « فلسفه چيست » نوشتهام كه در آن به نقد متفكران انديشمند مسلمان از جمله علامه طباطبايى و تعريفى كه از فلسفه ارائه كرده پرداختهام . معتقد هستم تعريف فلسفه از منظر علامه طباطبايى ، كمر فلسفه را شكسته است و اين تعريف فلسفه نمىتواند به روز و متحرك باشد . از اين نكته مىتوان به مسايل ديگر از جمله رابطه خودكامگى و فرهنگ ، مشكلات سياسى و اجتماعى جامعه ، رابطه دولت و اپوزيسيون پرداخت . در اين كتاب از مسئله كلى كشور تا جزييات پرداخته شده است . . . » . ملاحظه مىفرماييد كه شاگرد سابق علامه و استاد محترم كنونى ، چگونه به اثبات وجود مىپردازد و همه مسايل مهم و مشكلات دنيا را هم مانند بعضى از سياستمداران كنونى ، حل و مديريت مىكند و در اين راستا باكى ندارد حكم دهد كه فلسفه اسلامى « يونانى » است و تعريف علامه از فلسفه هم كمر فلسفه را شكسته است ! و طبق ادعاى ايشان ، اين نكتهاى است كه كسانى چون آيتاللَّه شهيد مرتضى مطهرى ، آيتاللَّه آقا رضى شيرازى ، آيتاللَّه جوادى آملى ، آيتاللَّه مصباح يزدى و نظاير آنها در حوزهها متوجه آن نشدهاند ! . . . صدور احكامى از اين قبيل از استادى كه خود در دانشگاه