هادى خسرو شاهى
138
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
جلسات علمى - / فلسفى خود با وى سخت ناراحت شده بود ، به تعبير اين راوى محترم ، گويا سرانجام « مرحوم علامه طباطبايى به ماهيت كربن پى برد و او را از خود راند و به همين دليل در الميزان حد و حدودى براى باطنگرايى قرار داد . . » ( هكذا ) ؟ ! و نويسندهء محترم ، پس از نقل و نقد مطالبى از كربن و ديگر دوستان ، در پايان مقاله مىآورند : « . . كارى با امور سياسى ندارم . چندين سال است كه سياست را كنار گذاشتهام « 1 » . در مورد مكتب تشيّع و نيز دربارهء حفظ نظام اسلامى از ديدگاه اصول مكتب بحث مىكنم . . » و سپس نتيجهگيرى مىكنند كه مأموريت كسى مثل هانرى كربن و يارانش « تشويق تصوف سنتى در لباس مدرن است » « 2 » اين نوعى از برداشت و استنباط و استدلال و استنتاج برادر محترمى است كه به نوشته خود « روزگارى بر خود مىباليده كه كربن در محضر علامه درس معنويت مىآموزد » و اكنون مدعى است كه اصلًا او براى اجراى يك طرح و برنامهء حساب شده ! استعمار فرهنگى مأموريت ! استعمار داشته و در اين راه به مقام والايى رسيده و علامه هم سرانجام او را « طرد » كرده است . . البته ما كه از نزديك شاهد امور بوديم مىدانيم كه علامه طباطبايى هرگز او را طرد نكرد و تا آخر نيز بر سلامت نفس و حسن نيت او
--> ( 1 ) . البته مدعى محترم توضيح نمىدهند كه اگر سياست ما عين ديانت ما است ، چگونهمىتوان آن را كنار گذاشت ؟ آيا از راه سياست نمىتوان در حفظ نظام و مكتب كوشيد ؟ . . مگر آنكه علل ديگرى موجب « كنار رفته شدن » ! شده باشد ! ( 2 ) . فصلنامهء سمات سال اول ، شمارهء اول مورخ بهار 1389 صفحهء 109 تا 123 ، مقاله جناب شيخ مرتضى رضوى .