هادى خسرو شاهى

121

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

روابط صيميمانه‌تر بشود و آنها به امورى كه موجب ناراحتى مسلمين مىگردد ، نپردازند و البته اين امر بدون تفاهم ميسّر نيست ، پس سعى كنيد تفاهمى بين اديان و نشر اصول اخلاقى همهء آنها در مقابل مادىگرى شرق و غرب به وجود آيد » بعد افزودند : « حتماً دقت داشته باشيد كه قرآن مجيد دربارهء روحانيت مسيحيت تعريفى خاص دارد و مىفرمايد : « وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ . . . » به اين ترتيب خداوند مسيحيان را نزديك‌تر از ديگران بر مؤمنان معرفى مىكند و سپس در تحليل آن مىفرمايد كه در بين آنها كشيشان و راهب‌هايى هستند كه تكبّر نمىورزند ! بنابراين مىتوان از همين آيه در ملاقات‌ها استفاده نمود و به آنها ابلاغ كرد كه از نظر مسلمانان ، آنها نزديك‌تر از ديگران بر ما هستند » . اتفاقاً اين توصيه علامه طباطبايى در طول اقامت پنج ساله من در واتيكان ، از آغاز تا پايان ، مورد استناد و استفاده بود و البته صرف‌نظر از روش‌هاى سياسى واتيكان ، واقعاً ديدم كه اغلب كشيشان و پدران روحانى ، آدم‌هاى سليمى هستند و تكبّر و خودبرتربينى ندارند ، در اين رابطه خاطره‌اى از نخستين ديدار با پاپ ژان پل دوم دارم . . . من پس از تسليم استوارنامه و ابلاغ پيام شفاهى حضرت امام خمينى قدس سره كه به ايشان توصيه كرده بودند در كنار ملت‌ها باشند نه طاغوت‌ها و اصحاب زر و زور ، خواستم خداحافظى بكنم و بروم كه پاپ از كرسى خاص خود برخاست و دست مرا گرفت و به سالن روبه‌رو ، كه كتاب‌خانهء شخصى وى در آن‌جا بود ، برد و به عكاس‌ها گفت كه چند عكس يادگارى با عالى جناب سفير - هيزاكسلانسى ! - / بگيريد كه گرفتند و