هادى خسرو شاهى

111

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

احتمال مىدهم با آمدنم به قم ، وضع مشكل‌تر و دامنهء اختلاف شديدتر و دستگاه شكاف را وسيع‌تر نمايد . اميد است به يمن توجّهات مقدّسه حضرت بقيّةاللّه ارواحنافداه مشكلات و اختلافات مرتفع گردد . باز هم آن‌چه به نظر مىرسد اقدام خواهم كرد و عليه سبحانه أتوكل و بامامنا المهدى المنتظر ارواحنافداه أتوسل . راجع به بعضى مطالب ديگر در آينده اميد است موفق شوم و انجام دهم . والسلام عليكم . محمد هادى الحسينى الميلانى « 1 » س : بالاخره ماجراى دارالتبليغ به كجا كشيد ؟ ج : در آن زمان اختلاف درباره اين مؤسسه دامنهء وسيع‌ترى پيدا كرد و علاوه بر طلاب تندرو ، حتى بيت آيت‌اللَّه گلپايگانى هم به نوعى به مخالفت برخاست كه چگونگى آن در كتاب سه جلدى اسناد ساواك درباره آيةاللَّه گلپايگانى آمده است ، ولى با تبعيد امام به تركيه - 13 آبان 43 - شدت مخالفت‌ها فروكش كرد . . . اما ريشه امر ، چون آتشى در زير خاكستر باقى ماند تا در حوادث پس از انقلاب ، ساختمان دارالتبليغ به تصرف دوستان تندرو در آمد . . . اما نكته‌اى كه از نظر من بسيار مهم است و بايد براى اداى دين در برابر تاريخ به آن اشاره كنم ، اين است كه خوشبختانه ، پس از تصرف اين ساختمان ، دوستان به جاى « تخريب » ، آن محل ، مؤسسه را به طور مثبت مورد استفاده قرار دادند و در واقع همهء آن كارهاى : تعليمى ، پژوهشى ، تبليغى ، فرهنگى و مطبوعاتى كه در آن زمان آغاز شده بود ، به شكل

--> ( 1 ) . اصل دست‌خط آيت‌اللَّه ميلانى در بخش اسناد اين كتاب نقل شده است .