هادى خسرو شاهى
109
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
زواياى امر بودم كاملًا صحيح است ، البته در اين رابطه يك بار هم با مرحوم على حجتى كرمانى خدمت امام خمينى ( ره ) رسيديم و توضيحاتى داديم و حتى گفتيم كه اگر حضرت عالى رضايت نداشته باشيد ، ما حاضريم همه فعاليتهاى خود را در دارالتبليغ و حتى مكتب اسلام متوقف سازيم ؟ ولى ايشان در يك جمله فرمودند : « نه ! شما آقايان باشيد و به خدمت خود ادامه دهيد ولى دقت كنيد كه موضوع مؤسسه به انحراف كشيده نشود . . . » در نتيجه اين بيان ، ما هم ، در كنار بزرگان و افاضل و اساتيدى ، كه بعضى از آنها مانند آيةاللَّه ناصر مكارم شيرازى و آيةاللَّه شيخ جعفر سبحانى ، هماكنون از مراجع عظام معاصر محسوب مىشوند ، به فعاليت فرهنگى - تبليغى - مطبوعاتى خود علىرغم بداخلاقىهاى بعضى از دوستان ! ، ادامه داديم و با وجود كنجكاوى دقيق و كنكاش ، شاهد هيچگونه انحراف و ارتباط با دستگاه حاكمه هم نبوديم . . . و به قول مرحوم استاد على دوانى در چاپ اول جلد 13 كتاب « مفاخر اسلام « 1 » » اگر شاه و يا رژيم در اين امر كوچكترين نقش و دخالتى داشتند ، به طور مسلم مدارك و شواهد آن در اسناد ساواك پيدا مىشد و دوستان هم آن را منتشر مىساختند ، ولى مىبينيم كه حتى يك سند و مدرك كه حاكى از دخالت رژيم در امر پيدايش دارالتبليغ باشد ، به دست نيامده است .
--> ( 1 ) . اين كتاب توسط « مركز اسناد انقلاب اسلامى » در تهران چاپ ومنتشر گرديد . . . و درچاپ بعدى ، توسط همان مركز ، اين بحث بطور كلى حذف شد ؟ ! .