مراد على شمس

84

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )

پاسخ اين پرسش اين است كه با برهان‌هاى عقلى ثابت شده است كه عليت و معلوليت به‌نحو كمال و نقص است و هر معلولى نسبت به علت مناسب خود مانند ظل نسبت به ذىظل است و الزاما همهء كمالات معلول در علتش به‌نحو كاملترى موجود است . در جاى خود مبرهن گرديده كه نشأة ماده و طبيعت ، مسبوق‌الوجود نشأه‌هاى ديگرى است كه جملگى به حكم قاعدهء فقر و نياز به غنى بالذات و واجب تعالى منتهى مىشوند و تمام كمالات نشأه پايين بدون نقص در نشأه و عالم فوقش كه جنبهء عليت دارد به‌نحو عالىترى موجود است و نقصان‌هاى موجود در هر نشأه‌اى از لوازم مرتبه معلوليت آن بوده و در نشأه فوقش راه ندارد . مثلا كمال‌هاى موجود در دنيا مانند لذت خوردن و آشاميدن و زيبايىهاى نشاطانگيز و غير اين‌ها نخستين نقصان موجود در آن‌ها كوتاهى زمان بهره‌گيرى است و غم‌انگيزتر آن‌كه اين زمان كوتاه بهره‌ورى مورد هجوم هزاران آفت‌هاى طبيعى و تكالبهاى اجتماعى و ناكامىهاى غيرمترقب است . با تأمّلى صادق روشن مىشود كه ريشهء اين همه مصائب و آلام فقط ماده است و بالضروره در نشأهء مثال كه فوق عالم طبيعت و غيرمادى است اين مصائب و آلام راه ندارد . نشأهء مثال اگرچه از منقصتهاى جهان ماده مبرا است ولى محدوديت لذت‌ها و مرزبندى ميان آن‌ها در عالم مثال ، نقصانى است بزرگ . توضيح اجمالى آن به اين تقرير است كه در عالم مثال لذت‌هاى خوردن و آشاميدن و نكاح و سمع و بصر موجود است ولى مقتضاى برهان قائم بر وجود نشأه مثال و تجرد برزخى ، ثبوت حد و مرز بين هريك از اين لذت‌ها است .