مراد على شمس
75
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )
* علّت ناشناخته ماندن شخصيت بزرگ علّامه در زمان حياتش اصولا شخصيتهاى بزرگ تاريخ در زمان حيات خود چنانكه مىبايست ، شناخته نمىشوند و اين بهعهدهء نسلهاى آينده است كه دربارهء شخصيت آنها بينديشند و آثار آنها را بررسى كنند و تأثيرى را كه در جامعه داشتهاند باز شناسند . مرحوم علّامهء طباطبايى اوّلين كسى نبود كه در زمان حياتش كاملا شناخته نشد و طبعا آخرين هم نخواهد بود . علّت ناشناخته ماندن شخصيتهاى بزرگ در زمان حيات خودشان چند چيز ممكن است باشد [ كه به اختصار به هريك اشاره مىشود ] : 1 - حجاب معاصرت ( يعنى پردهء همزمانى ) ؛ اشخاصى كه در يك عصر زندگى مىكنند ، بهعلّت همزمانى بايد يكديگر را بهتر بشناسند و بشناسانند لكن انگيزههايى موجب قصور و كوتاهى در اين مىشود . مثلا شخصيتى هرچند بزرگ ممكن است ويژگىهاى خاصّى داشته باشد كه مورد پسند همهء مردم نباشد و اين موجب شود كه چشمها از ديدن نقطههاى درخشان وجودى او فرو ماند . كه بعد از رفتن از اين دنيا ، به تدريج نقطههاى مثبت شخصيت وى آشكار مىشود و ديگران با تجديدنظر در قضاوتهاى خود نسبت به او بيشتر مىانديشند و او را مورد ارزيابى دقيقتر قرار مىدهند . 2 - مسأله زمان است ، گاه ، آثار وجودى يك فرد يا يك شخصيت براى ظهور و بروز احتياج به زمان دارد ، مثل دانههايى است كه در زمين كاشته مىشود يا نهال هايى غرس مىشود و تا زمانى نگذرد اين بذرها رشد نمىكند و آن نهالها ميوه