مراد على شمس

73

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )

طباطبايى شمرده نمىشوند چرا از اين مرد بزرگ به‌اين عنوان در زندگيش تجليل نشود ؟ . . . كمترين فايده‌اى كه ( اين تجليل ) دارد اين است كه مردم صبر نمىكنند كه صد سال بگذرد بعد از فيض اين مرد بهره‌مند شوند بلكه هرچه زودتر از فيض اين مرد و امثال او بهره‌مند مىشوند . علال الفاسى مراكشى كه در دنياى اسلام مرد دانشمندى هم هست ، اين مرد وقتى كه ايران آمد مخصوصا به قم رفت و به خانه ايشان رفت براى اين‌كه يك ساعت از محضر اين مرد بزرگ بهره‌مند شود . و شنيده‌ام كه وقتى كه از منزل ايشان بيرون آمد خيلى به مقام اين شخص بزرگ متعجب بود ، اين كسى كه هم شخصيت اسلامى دارد و تنها شخصيتش شخصيت شيعى نيست و هم شخصيت علمى جهانى دارد ، با كمال تأسف بايد عرض كنم كه يك سالى است كه فى الجمله يك ناراحتى قلبى پيدا كرده‌اند و از خداوند تبارك و تعالى مسألت مىكنم كه خداوند اين مرد بزرگ را براى ما نگهدارى بفرمايد « 1 » . * ملكى در صورت انسان استاد سيد جلال الدّين آشتيانى گفته است : آقاى طباطبايى ملكى بود در صورت انسان ، قوىالايمان سليم‌الجنبه و در واقع عمل و رفتار او خودبه‌خود انسان را به‌طرف معنويات سوق مىداد كه از معصوم عليه السّلام وارد است : « كونوا دعاة النّاس به غير السنتكم » « 2 » . حاج سيد على اكبر مسعودى - يكى از شاگردان علّامه - نقل مىكرد ايشان زندگى ساده‌اى داشت مثلا هرگاه مىخواست به تهران سفر كند با اتوبوس

--> ( 1 ) حق و باطل به ضميمهء احياء تفكر اسلامى ؛ ص 90 و 91 . ( 2 ) قرب الاسناد ، ص 52 ؛ الكافى ؛ ج 2 ص 78 . مندرج در « الحياة » ؛ ج 1 ص 290 .