مراد على شمس
37
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )
براى تكميل درسهاى اسلامى خود به نجف اشرف مشرف شدم و در درس استاد آيت اللّه شيخ محمد حسين اصفهانى حضور پيدا كردم . همچنين بهمدت شش سال متوالى خارج اصول فقه را خواندم ، در طى اين مدت درسهاى عالى فقه شيعى را نزد استادمان آيت اللّه نائينى تحصيل كردم و نزد آن بزرگوار دورهء كامل خارج اصول فقه را نيز بهمدت هشت سال نزد آن بزرگوار بهپايان بردم ، و در كليات علم رجال نزد مرحوم آيت اللّه حجّت كوهكمرى درس خواندم . استاد من در فلسفه اسلامى ، حكيم اسلامى سيد حسين بادكوبهاى بود كه نزد آن حضرت كتابهاى منظومه سبزوارى ، اسفار و مشاعر ملا صدرا ، شفاء ابن سينا ، كتاب اثولوجياى ارسطو ، تمهيد القواعد ابن تركه و اخلاق ابن مسكويه را خواندم . استاد بادكوبهاى ضمن ابراز علاقه وافر به بنده خود بر درسهايم اشراف كامل داشت و سعى مىنمود كه ريشههاى تربيت را در اعماق وجودم مستحكم سازد و همواره مرا به مدارج انديشه و راههاى استدلال راهنمايى مىفرمود ، تا اينكه در طرز تفكر خود بر آن روش خو گرفتم سپس به من فرمود تا در درس استاد هيئت و نجوم سيد ابو القاسم خوانسارى حاضر شوم . من نيز نزد او دور كامل رياضيات عالى و علم هندسه در هردو بخش : هندسه فضايى و هندسه مسطحه و جبر استدلالى ( جبر گزاره ) را خواندم . سپس به علّت نابسامانى وضع اقتصادى به ناچار به وطن خود بازگشته و در شهر تبريز زادگاه خود منزل گزيدم ، در آنجا بيش از ده سال اقامت كردم و در واقع آن روزها ، روزهاى سياهى در زندگى من بود زيرا به علت نياز شديد مادى كه براى گذراندن زندگى داشتيم از تفكر و درس دور گشته و به كشاورزى مشغول شدم ، زمانى كه در آنجا بودم احساس مىكردم كه عمرم تلف مىشود فقر