السيد الطباطبائي
40
نسب نامه خاندان طباطبائى ( اولاد امير سراج الدين عبدالوهاب ) ( فارسى )
و در ايام پادشاهى او - انارالله برهانه - در نهايت اعزاز و اكرام مشارٌ اليه خاص و عام بودهاند . چون سلطان سليم بن سلطان بايزيد را در سنه عشرين و تسعمائه با شاه اسماعيل صفوى مجادله و محاربه اتفاق افتاد ، بعد از آن حضرتِ سيادت پناه به واسطه بعضى دواعى به رسم ايلچيگرى به روم فرستاده و روميه وى را حبس كردهاند ، مدتى در حبس بوده تا اينكه سلطان سليم در سنه ست و عشرين وفات كرده سلطان سليمان پسر او پادشاه شده بندگان حضرت مير را از حبس بيرون آورده ، تعظيم و تكريم نمود . چنين منقول است كه حضرت مير را در حبس به فتوحات عالى و فيوضات متوالى رسيده بود . وصيتى جهت فرزندان خود در آنجا نوشته ، از آن معلوم ميگردد كه ايشان را حالات اهل حال روى داده بود . چون از حبس بيرون آوردند در آن اوقات در شهور سنه سبع و عشرين و تسعمائه به جوار رحمت ايزدى پيوست و در اسلامبول در جوار حضرت خواجه ايوب انصارى كه از جمله اصحاب كبار است ، مدفون گرديد - رحمة اللّه عليه . راقم گويد كه وصيتنامة مزبور در آخر اين شجره درج گرديده . ب : در تاريخ عالمآرا منقول است مير نعمت الله عبدالوهابى ، سيد رفيع القدر ، متدين و پرهيزگار بود ، نسبت قرابت وارتباط به سادات جهانشاهيه داشت - در ايام فتور روميه ، به عراق آمد و چند گاهى متصدى شرعيات كاشان و در اواخر قاضى اصفهان نيز شد ، خود را در ايام منصب آلودة طمع نساخت سنين عمرش از نود تجاوز نكرد .