السيد الطباطبائي

22

نسب نامه خاندان طباطبائى ( اولاد امير سراج الدين عبدالوهاب ) ( فارسى )

روزگار مىپيموده‌اند . يك برابر اين‌ها هم ( اقلًا ) در هر گوشه و كنارى بينام و نشان زيسته ، بلكه به غير نژاد خويش انتساب جسته و به هر شكل و سيماى مختلفى جلوه كرده و به اين وسايل كشتىِ جان از گرداب بلا رهانيدهاند و از اين روى تا قرن هشتم و نهم هجرى ( تقريباً تا زمان صفويه ) عدد كمى از سادات فاطميين به‌قيد ضبط درآمده‌اند كه نسبت به واقع ، كمى از بسيار و مشتى از خروار خواهد بود . پس از آن تاريخ به‌واسطة اين‌كه عامة مردم از سادات فاطميين حتيالامكان به حسب مساعدت و اقتضاى وقت قدردانى مىكرده‌اند جمعى هم از بيگانگان به اين سلسلهها پيوسته و نسب را مايه استفاده قرار دادهاند و صاحبان اصالت به مقتضاى سماحت وقت به همان مسلميت نسب اكتفا كرده و اهتمام در نگاهدارى و پاسبانى نژاد نفرموده ، نسب خويش را به واسطة مسامحه دستخوش فراموشى گذاشتهاند و به اين سبب ضبطِ اسامى و اتصالات نسبى اشكال بر اشكال افزوده است . لكن سلسله سادات عبدالوهابى ( اولاد امير سراجالدين عبدالوهاب ) كه نزديك پنج قرن مىباشد كه در نقاط مختلف ايران و ساير جاها سكونت اختيار كردهاند ، چون غالباً از مشاهير و اشخاص برجستة عصر خود بودهاند به‌متانت نسب و اصالتنژاد سليم و ممتاز ميباشند . از اين سلسله سكنة آذربايجان و كمى از غير آن‌ها به‌اندازهاى كه زحمت جست‌وجوى پيشينيان و تتبع آن‌ها ( خاصه مرحوم اعتضاد الممالك از طباطبائيين كه زحمت بسيار در تتبع انساب و اسامى اين سلسله كشيده ) به دست مىداد و مقدارى كه فعلًا كه سال هزار و سيصدو پنجاه و شش هجرى