مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى

21

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )

حمل شايع است بلكه از قبيل حقيقة و رقيقه است به اين تقرير كه تماميت حمل همانا به تعلق يكى از دو چيز به ديگرى به نحو ناعتيت و قيام است و به‌همين جهت است كه حمل با تنوع قيام متنوع مىشود ؛ مانند حمل اولى ذاتى و حمل شايع صناعى ، و حمل الرقائق على الحقيقة كه از آن به « بسيط الحقيقة كل الاشياء و ليس بشىء منها » تعبير مىشود و برهان بر آن در اين مقاله متكررا بيان شده است و مىتوان برهان ديگرى بر آن به تقرير زير اقامه نمود : هرهويت موجوده‌اى كه وجودى يا كمال وجودى از آن صحت سلب دارد ، چنين هويتى و موجودى از حيثيت ايجابى يعنى ثبوتش از براى ذاتش ، و حيثيت سلبى يعنى سلب غيرش از ذاتش ، متحصل گرديده است و هرهويت چنانى ، مركب است ، نتيجه آن‌كه هرهويتى كه چيزى از آن مسلوب شود مركب مىباشد و عكس نقيض آن عبارتست از اينكه هرغير مركبى يعنى ذات بسيط الحقيقة ، هيچ وجود و كمالى از آن صحت سلب ندارد پس بسيط الحقيقة كل الاشياء است ، يعنى جهات وجوديهء همه اشياء قائم به او است ، و او تبارك و تعالى واجد هركمال و جمال ، و قيوم مطلق همه وجودات است « اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » * و درعين‌حال هيچ‌يك از اشياء محدوده نيست ، پس حمل مذكور كه حمل اولى ذاتى بالضرورة نيست ، حمل شايع صناعى هم نمىباشد بلكه حمل رقيقه بر حقيقة و حمل مشوب بر صرف و حمل محدود بر مطلق منحازا از نقائص و اعدام مىباشد كه در حقيقت مآل آن همان قيوميت مطلقهء واجب تعالى شأنه بر همه موجودات است و اين مطلب در لسان عصمت با تعبيرى رساتر و لطيف‌تر بيان شده است : « مع كل شىء لا بمقارنة ، و غير كل شىء لا بمزايلة » .