مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى

8

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )

همين قسم است كه بيان گرديد ، و براى مزيد اطلاع مىتوان به كتاب برهان مراجعه نمود . در پاسخ اشكال گفته مىشود : اما تقرير برهان به صورت اول هيچ‌گاه مستلزم تالى فاسد مذكور يعنى واجب بودن هرموجودى نيست ، به اين توضيح كه واقعيت ، هستى و مطلق واقعيت كه از اصول بينه و غير قابل انكار بود ، چنانچه گفتيم هيچگونه بطلانى به هيچ تقدير در آن راه ندارد ، و هرچيزى با پرتو آن ، واقعيت‌دار مىشود و بدون آن ، هيچ اندر هيچ و باطل است . بنابراين ، اذعان و تصديق ضرورى مذكور ، متعلق اصيل و نخستين آن ، واقعيت بطلان ناپذير و بخشاينده هرواقعيت محدود است كه با آن وجوب وجود اكتساب كرده است ، پس واقعيت بطلان ناپذير كه هرواقعيت محدود از مواهب او است ، داراى دو ضرورت و وجوب است : وجوب بذاته و وجوب لذاته و اما وجودات محدوده فقط ضرورت و وجوب بالذات را حائزند ، و به عبارت ديگر ، حيثيت تقييديه در ثبوت موجوديت و واقعيت براى آنها نيست و نفس اين وجوب نيز از موهبتهاى آن واقعيت - بخش بوده و آيهء كريمهء « أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » بيان همين مطلب است . و جملهء نورانى سيد الموحدين عليه السّلام در دعاء صباح : « يا من دل على ذاته بذاته » و كلمة طيبة سيد الساجدين عليه السّلام در دعاء سحر : « بك عرفتك و انت دللتنى عليك » اشارتى روشن به اين مطلوب است . و آيا اين فقره‌ها از دعاء عرفه سيد الشهداء عليه السّلام : « كيف يستدل عليك بما هو فى وجوده مفتقر اليك ؟ ! ا يكون لغيرك من الظهور ما ليس لك ، حتى يكون هو المظهر لك ؟ ! متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدل عليك ؟ ! و متى بعدت حتى تكون الا - ثار هى التى توصل اليك ؟ ! - الى قوله عليه السّلام : - و انت الذى